مسأله قول ثالثى را ابراز كند كه براى مادر يكسوم تركه با شوهر و يك سوم بقيه را با زوجه ببرد ، اين اجتهاد ، اجتهاد مركب است .
اجتهاد مستقل :
كسى كه ابزارهاى اجتهاد را بهطور كامل بر طبق اصول و روشهاى غير تقليدى داشته باشد و اين براى رسيدن به معانى موردنظر در نصوص دينى يا براى تطبيق اين مفاهيم در زندگى است مثل اجتهاد ائمه اربعه .
اجتهاد مطلق :
كسى كه ابزارهاى اجتهاد را بر طبق اصول و روشهاى يكى از ائمه مجتهد مستقل داشته باشد ، مانند شيبانى و نووى .
اجتهاد معتبر :
اجتهاد كسى كه داراى ابزارهاى اجتهاد معتبر در يكى از عصرها باشد . هراجتهادى كه از مجتهد مستقل يا مطلق صادر شده باشد معتبر است .
اجتهاد مقاصدى :
به كار گرفتن مجتهد توان خود را براى كشف مقاصد عمومى ، خصوصى ، كلى ، جزيى ، اصلى و تبعيى كه به سبب متون دينى تنظيم مىگردند ، به خاطر تحقق رابطه و انسجام بين الفاظ متون دينى و اهداف كلى .
اجتهاد مقيد :
اجتهادى كه از سوى مجتهد بر طبق اصول مذهب معينى به قصد دفاع از آراى پيشواى مذهب و اجتهادات امام صورت گيرد .
اجتهاد ناقص :
نظر عجولانه ، ناقص و غير اصولى هنگام استنباط حكم حادثه يا ارادهى فهم معناى يكى از متون دينى .
إجزاء :
أجزاء و أجزأه الشىء ، هرگاه كفايت كند ، بىنياز كردن . مجزئى يا مجزى بودن فعل در اصول فقه يعنى انجام دادن فعلى كه در عدم درخواست مجدد فعل كفايت مىكند ، يعنى انجام فعل در وقت خود يا پس از آنچه اينكه خللى در آن بوده يا نبوده باشد كه شامل ادا ، قضا و اعاده مىشود .
برخى آن را موجب ساقط شدن قضا مىدانند .
اما إجزاء زمانى است كه اگر مكلف ، مأمور به را به گونهاى كه شارع طلب كرده است انجام دهد تكليف از او ساقط مىشود و إجزاء بهطور قطع متحقق مىشود .