در آيهى وضو بر معناى الصاق .
بنابراين پيروى از مذاهب اسلامى يعنى عمل به اقوال آنها ، پس از شناخت ادله مستحب است و در مقابل اتباع ، تقليد است .
اتحاد :
بر يكى شدن دو چيز اطلاق مىشود ، در عدد از دو بيشتر است .
اتحاد در جنس ، مجانست ؛ در نوع ، مماثلت ؛ در خاص ، مشاكله ؛ در كيف ، مشابهت ؛ در اطراف ، مطابقت ؛ در كم ، مساوات ؛ در اضافه ، مناسبت ؛ در وضع و اجزا ، موازنه ناميده مىشود .
إتصال سند :
حذف نشدن هريك از راويان سند حديث از آغاز تا پايان آن و يكى از شروط صحت حديث در نزد عامه محدثين است . در تعريف حديث صحيح گفتهاند : « هو الذى يرويه عدل ضابط عن مثله من بداية السند الى منتهاه من غير علة و لا شذوذ » .
إتقان :
شناخت ادله با علتهاى آنها و ضبط قواعد كلى با جزييات آنهاست و بر شناخت يقينى چيزى اطلاق مىشود .
اثبات :
أثبت الشيىء هرگاه دليل بر وجود آن اقامه نمايد .
1 - قدر مشترك در بين علم ، اعتقاد و ظن چه اينكه به ثبوت يا عدم ثبوت حكم تعلق گيرند يا نگيرند .
2 - خبر دادن با زبان به سبب دلالت آن بر حكم ذهنى .
3 - حكم به ثبوت چيزى بنا بر چيزى ديگر ، مانند اثبات حدود با گواهى دادن و اثبات مجازات با قرينه .
اثبات حدود شرعى با ظن : يعنى اينكه مدرك مجازات شرعى خبر واحد يا قياس باشد .
أثر :
نتيجه ، علامت ، حديث ، سنت .
در علم حديث به مطلق روايت مىگويند چه از صحابه و چه تابعى باشد و در نزد اصوليان مراد از آن سنت است .
أثر الخطاب :
حكمى كه بر اثر خطاب شارع براى چيزى ثابت شود ، مدلول خطاب نيز ناميده مىشود .
اجازه :
در لغت ، اذن دادن است . أجاز العالم تلميذه ، يعنى به او اجازهى روايت حديث داد . در اصطلاح ، اجازه دادن در روايت به صورت كتبى يا شفاهى و بر چند قسم است :
اجازه دادن به شخص معينى براى كتابى كه معين است ، مانند اينكه