ارادهى معناى حقيقى است و نيز به سبب علاقهاى كه در بين معناى حقيقى و مجازى وجود دارد ، مانند استعمال لفظ اسد براى شجاع .
المجاز أولى من الاشتراك :
اين قاعده در زمانى است كه مجاز و اشتراك با هم تعارض داشته باشند . اولويت مجاز بر اشتراك به دو جهت است :
يكم ، اينكه مجاز بيشتر از اشتراك است ، حتى ابن جنى گفته است : اكثر لغتها مجازند . دوم ، در مجاز هميشه به لفظ عمل مىشود ، چون اگر با لفظ قرينهاى باشد كه بر ارادهى مجاز دلالت كند آن را اعمال مىكنيم ، و گرنه در حقيقت به كار مىبريم بر خلاف مشترك كه نياز به قرينه دارد .
المجاز أولى من النقل :
نقل چون بر خلاف مجاز مستلزم نسخ معناى اولى است مجاز مقدم مىشود ، مانند
إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ
( توبه / 28 ) ، احتمال دارد كه لفظ نجس مجاز معنوى يا شرعى باشد و حمل آن بر معنوى اولى و ارجح از حمل بر نجاست شرعى است .
مجتهد :
كسى كه تلاش و توانايى خود را در طلب ظن به احكام شرعى به كار مىگيرد . كسى كه به قرآن و وجوه معانى آن ، سنت ، اسناد و متن حديث ، علم صرف ، نحو ، بيان ، معانى ، لغت ، فقه ، اصول فقه و مقاصد شريعت آگاه باشد و بر خلاف كتاب ، سنت ، اجماع ، قواعد علوم عربى ، اصول فقه و آثار صحابه رأى ندهد و از روى هوى و هوس به تأويل آيات و احاديث نپردازد .
مجتهد ترجيح :
مجتهدى است فهيم ، حافظ مذهب يكى از ائمه مجتهدين ، متبحر در مذهب و آشنا و مسلط به ادلهى مذهب و اقوال و آراى علماى آن ، قادر به بيان و توضيح مسائل فقهى و آرا و ادلهى امامش باشد و بتواند آرا و اقوال متعارض در مذهب را ترجيح دهد . اين ويژگى بسيارى از علماى متأخر تا اوائل سدهى چهارم است كه به تصنيف و ترتيب و نوشتن مسائل و احكام مذهبى پرداختند . سبب مجتهد ترجيح ناميدن آن به خاطر توانايى در ترجيح اقوال امام يا در بين اقوال امام و علماى آن مذهب در حال تعارض است ، مانند مرغينانى حنفى و بهوتى حنبلى .
مجتهد جزئى ( مجتهد مسأله ) :
عالمى است كه داراى برخى از شروط اجتهاد