ج
جائز :
عملى كه ارتكاب آن گناه ندارد و مخالف شرع نيست . در عقودى كه لازم نيستند استعمال مىشود و شامل مباح ، مندوب ، مكروه و واجب مىشود . جايز گاهى در معناى موافقت با شرع و گاهى در معناى عدم لزوم به كار برده مىشود ، گفته مىشود : جايز است ، ولى از قاتل قصاص بگيرد و در عقد جائز هريك از طرفين عقد مىتوانند آن را فسخ كنند .
جامع :
وصفى كه مناسب حكم است .
جدل :
مقابله با مخالف از راه باطل كردن سخنش با حجت و دليل .
قياسى است كه از مشهورات و مسلمات تركيب شده و هدف از آن الزام مخالف و ساكتكردن كسى است كه از درك مقدمات برهان مانند مشهورات يا مسلمات ناتوان است .
جدل دو نوع است : محمود و مذموم .
جدل محمود يا پسنديده آن است كه جدالكننده براى اظهار حق انجام مىدهد . مذموم و نكوهيده آن است كه بدون آگاهى و براى دفاع از باطل صورت گيرد .
جريان :
آن است كه حكم در هنگام وجود وصف موجود باشد و در عدم آن موجود نباشد كه طرد و عكس و دوران ناميده مىشود .
جزء :
گوهر فردى كه تجزيهناپذير است .
جزئى :
آنچه كه امكان تصور شركت در آن نيست ، مفهومى كه در ذهن به طور مطلق شركتپذير نيست يا بر يك فرد دلالت كند ، مانند اسم خاص .
جزيى حقيقى ، جزيى اضافى .
جعل :
يعنى ايجادكردن ، كه دو قسم است ؛ تكوينى و اعتبارى ، مانند اسد كه در شير ، تكوينى و در مرد شجاع ، اعتبارى است .
جمهور :
اكثريت .
لقبى است كه بر اصوليان متكلم اطلاق مىشود .
جماع العلم :
كتابى است كه امام شافعى براى اثبات حجيت خبر واحد و وجوب عمل به آن و پاسخ مخالفان حجيت آن نوشته است .
جنس :
كليى كه در ميان چند نوع مختلف الحقيقة مشترك باشد . در پاسخ ما هو از آن جهت كه هست اطلاق مىشود ، مانند ما هو الانسان ؟