تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
زيد انسان است و زيد انسان نيست .

تنبيه الخطاب :

دليلى كه از فحوى الخطاب و لحن الخطاب استفاده مىشود . برخى اصوليان آن را مفهوم موافقه يا مفهوم الخطاب و برخى آن را دلالت نص ناميده‌اند .

تنبيه الخطاب بالأقل على الاكثر :

مراد از آن اثبات حكم منطوق براى مسكوت عنه مىباشد . اهميت منطوق از مسكوت كمتر است ، مانند آيه‌ى ( آل عمران / 75 ) .

تنبيه الخطاب بالأكثر على الأقل :

مراد از آن اثبات حكم منطوق به براى مسكوت عنه است و اهميت منطوق از مسكوت كمتر است : ( آل عمران / 75 ) .

تنصيص بر علت :

شارع وصفى را كه صلاحيت علت دارد با عبارتى كه بر تعليل دلالت مىكند بيان نمايد ، چه اين عبارت نص باشد ، مانند « حرمت الخمر لاسكارها » و چه ظاهر باشد ، مانند « حرمت الخمر لكونها مسكرة » .

تنقيح :

اختصار لفظ همراه با وضوح معنا .

تنقيح الفصول :

بخشى از عنوان كتاب « تنقيح الفصول فى علم الأصول » از شهاب الدين أبو العباس أحمد بن ادريس قرافى مالكى ( م 684 ه ) در مذهب مالكى است و مقدمه كتاب فقهى « الذخيره » و داراى شرحى با عنوان شرح تنقيح الفصول است .

تنقيح المناط :

يعنى تصفيه و تهذيب علت ، تقسيم المناط هم گفته مىشود . يعنى تعيين علت در بين چند وصف مذكور ، يا خلاصه‌كردن علت حكم است ، يا باطل دانستن برخى از اوصافى كه شارع حكم را به آن‌ها نسبت داده به سبب صلاحيت نداشتن آن‌ها براى علت است ، يعنى شارع حكمى را بيان مىكند و آن حكم هم مقرون به اوصاف و حالات متعددى است كه برخى در حكم دخيل و برخى دخالت ندارند و چنان‌چه تمام آن اوصاف و حالات در حكم شارع رعايت شود ، حكم مزبور محدود به يك مورد خاص گردد ، مثل حكم « أعتق رقبه » كه در پاسخ اعرابى فرمود كه بر سينه‌اش مىزد و موهايش را مىكند و مىگفت « هلكت و أهلكت و واقعت أهلى فى نهار رمضان » اين حكم مقرون به اوصاف و حالات متعددى است كه غالبا در حكم