است كه تعريف با همهى اجزاست و اگر با برخى از اجزاء باشد و اين بعض مساوى ماهيت باشد ، حد ناقص است ، مانند تعريف با فصل مثل ناطق يا با جنس بعيد و فصل مانند جسم ناطق و اگر تعريف جزء ماهيت يا خارج از آن باشد رسم تام است ، مانند حيوان ضاحك و اگر تعريف با جزء خارج از ماهيت باشد ، رسم ناقص است ، مانند ضاحك .
تعريف با تقسيم :
ذكر اقسام چيزى است كه بر آنها تقسيم مىشود و در حقيقت از خواص آن شمرده مىشوند مثل تعريف الايمان كه الايمان بالله و ملائكته و . . .
تعريف با مثال :
با ذكر يكى از نمونههاى آن است .
تعريف لفظى :
تعريف لفظى با لفظ ديگرى است كه مترادف با آن و در نزد مخاطب معلوم و دلالتش روشن است ، مانند تعريف قسوره با اسد .
تعسف :
حمل كلام بر معنايى است كه دلالتش بر آن ظاهر نيست ، ولى براى هدف و قصدى است كه در ذهن حمل كننده وجود دارد .
2
تعصب :
تمسك شديد به رأى يا مذهبى و حمايت از اجتهادات آن در هرمسألهاى با چشمپوشى از درست و يا خطا بودن آنهاست و گاهى اين تعصب نسبت به مذهب ، شخص ، رأى يا روشى است كه اگر از اصل دفاع از حق نشأت نگرفته باشد ، در نظر شرع ناپسند است .
تعليق :
ربط وجود چيزى به چيز ديگر در آينده مانند تعليق به شرط و يا آنچه كه در حاشيهى كتاب از شرح و بيان متن كتاب و محتواى آن نوشته مىشود .
تعليل :
آن است كه علت آورنده فرع را به اصل به سبب وجود علتى كه مقتضى اين الحاق است ، ضميمه نمايد . بيان وصفى كه حكم از نظر وجود و عدم به آن تعلق مىگيرد .
تعليل ، بيان ثبوت مؤثر براى اثبات اثر است و استدلال بيان ثبوت اثر براى اثبات مؤثر است تعليل ، انتقال ذهن از مؤثر به اثر است ، مانند انتقال ذهن از آتش به دود و استدلال انتقال ذهن از اثر به مؤثر است ، مانند انتقال از دود به آتش .
همچنين گفتهاند : بيان عليت چيزى است چه تام و چه ناقص .