تعليل مخالف نص :
آن است كه حكم به موجب علتى مخالف نص باشد ، مانند اين آيه كه از زبان شيطان مىگويد :
أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ
( أعراف / 12 ) ، پس از فرمودهى خداوند :
اسْجُدُوا لِآدَمَ
( أعراف / 11 ) .
تعنّت :
تمسك به رأى و نظرى از روى عناد و به ناحق .
تعوّذ
: گفتن « أعوذ بالله من الشيطان الرجيم » .
تغليب :
ترجيح يكى از دو چيز بر ديگرى .
برگزيدن يكى از دو لفظ بر ديگرى . در احكام عربى هرگاه در بين مدلولهاى آنها رابطه يا اختلاطى باشد ، مانند لفظ ابوين كه مراد از آن پدر و مادر است .
تفويت :
سهلانگارى در اداى واجب موقت تا اينكه وقت شرعى آن سپرى شود .
تقابل :
هريك از دو دليل ، مدلول دليل ديگرى را نفى مىكند ، مانند تحليل و تحريم ، تعارض و تضاد .
تغير زمان :
از اسباب تبديل احكام اجتهادى در فقه اسلامى ، اختلاف اوضاع و احوال و شرايط زمانى با گذشته است كه بر اثر تغيير ضرورى اسلوب زندگى و فساد اخلاقى ، چارهاى جز تغيير احكام نيست .
تغيير احكام :
تغيير احكام به تبعيت از زمان ، مانند اجتهاد حضرت عمر رضى اللّه عنه در جلوگيرى از تقسيم زمينهاى عراق ، مصر و شام در بين مجاهدين كه خواستار تقسيم آنها بودند و به ظواهر نصوص قرآن و سنت استناد مىكردند .
تفسير به رأى :
از قبيل اجتهاد است . اگر اجتهاد درست و به دور از هواى نفسانى و روشهاى فاسد باشد ، تفسير پسنديده است كه داراى چند شرط است : روايت صحيح از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، روايت صحابى كه در حكم مرفوع باشد ، استدلال به زبان عربى .
تفسير مأثور :
آنچه كه از قرآن يا سنت يا سخنان صحابه در تبيين مراد خداوند بيان شده است ، مانند
وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ
( طارق / 2 ) ،
النَّجْمُ الثَّاقِبُ
( طارق / 3 ) .
تفسير محمود :
تفسير صحابه و تابعين .
تفسير مذموم :
تفسير هواپرستان و بدعتگذاران .