نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، 2 ، ص ( 471 - 456 ) .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 622 .
سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 232 .
نهى از معناى اسم مصدرى معامله
ر . ك : نهى از مسبب معامله
نهى از معناى مصدرى معامله
ر . ك : نهى از سبب معامله
نهى از نفس معامله
ر . ك : نهى از مسبب معامله
نهى از وجود معامله
ر . ك : نهى از مسبب معامله
نهى از وصف عبادت
تعلّق نهى به يكى از اعراض لازم يا مفارق عبادت نهى از وصف عبادت از اقسام نهى از عبادت بوده و بر دو قسم است :
1 . نهى از وصف ملازم عبادت ، مثل : نهى از جهر و اخفات در نماز .
2 . نهى از وصف مفارق ( غير ملازم ) عبادت ، مثل : نهى از نگاه كردن به زن نامحرم در نماز .
نيز ر . ك : نهى از وصف ملازم عبادت ؛ نهى از وصف مفارق عبادت .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 613 .
عراقى ، ضياء الدين ، مقالات الاصول ، ص 386 .
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، 2 ، ص 456 .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، 2 ، ص 463 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 322 .
ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 156 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 222 .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 13 .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ج 1 ، 2 ، ص 133 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 7 ، ص 262 .
نهى از وصف مفارق عبادت
تعلق نهى به عرض مفارق عبادت نهى از وصف مفارق عبادت ، در جايى مصداق دارد كه نهى به وصف مفارق عبادت تعلق مىگيرد . وصف مفارق ، به وصفى گفته مىشود كه وجودى مغاير موصوف خود دارد ، هرچند هر دو وجود همراه يكديگر مىباشد ، مثل : نهى از نگاه كردن به نامحرم در نماز ، كه نماز و نگاه به نامحرم دو وجود جدا از هم ، ولى همراه هم مىباشد .
برخى از اصوليون ، چنين موردى را مصداق اجتماع امر و نهى دانسته و در دو مورد به صحت نماز حكم كردهاند :
1 . در صورتى كه اجتماع امر و نهى را جايز بدانيم و قصد قربت نيز ممكن باشد ؛
2 . در صورتى كه اجتماع امر و نهى را محال بدانيم ولى امر بر نهى مقدم شود ؛ اما اگر نهى بر امر مقدم شود ، نماز باطل مىگردد .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 13 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 222 .
ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 156 .
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، 2 ، ص 456 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 613 .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ج 1 ، 2 ، ص 133 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 7 ، ص 262 .
نهى از وصف ملازم عبادت
تعلق نهى به عرض لازم عبادت نهى از وصف ملازم عبادت ، در جايى است كه نهى ، به وصف ملازم عبادت تعلق مىگيرد . منظور از وصف ملازم ، وصفى است كه در خارج با موصوف يكى باشد و وجودى جداى از وجود موصوفش نداشته باشد ، مانند : نهى از جهر و يا اخفات قرائت در نماز ، كه جهر و اخفات از خصوصيات و اوصاف قرائت شمرده مىشود و هر دو به يك وجود ، موجود گشتهاند .
به نظر برخى از صاحبنظران ، اين نهى بر فساد عبادت دلالت مىكند ، زيرا محال است قرائتى كه نهى به آن تعلق گرفته ، مقرّب عبد به سوى مولا باشد .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 13 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 7 ، ص 262 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 222 .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ج 1 ، 2 ، ص 133 .
ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 156 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 322 .
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، 2 ، ص 456 .
عراقى ، ضياء الدين ، مقالات الاصول ، ص 386 .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، 2 ، ص 463 .
نهى اصلى
نهى مستفاد از خطاب مستقل شرعى نهى اصلى ، مقابل نهى تبعى بوده و به نهيى گفته مىشود كه از خطاب مستقل شرعى به دست مىآيد ، مثل : « لا تكذب » ، كه خطابى مستقل است و بر نهى از دروغ و حرمت آن دلالت مىكند ؛ به عبارت ديگر ، اين نهى از خطابى مستقل و از راه دلالت مطابقى به دست آمده است ؛ به خلاف نهى تبعى كه خطاب مستقلى براى آن نيست .
بنابراين ، هرگاه مولا به چيزى اراده خاص داشته باشد و سپس با خطابى مستقل و به كمك دلالت مطابقى از آن نهى نمايد و مبغوض بودن آن را در نزد خود اعلام كند ، اين نهى