زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 96 .
زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 773 و 1028 .
مصالح ضرورى
مصالح مهم و مؤثر در سعادت دنيوى و اخروى مصالح ضرورى ، به مصالحى گفته مىشود كه مقصود اصلى شريعت ، حفظ آنها است . اين مصالح عبارت است از : مصلحت حفظ دين ؛ مصلحت حفظ نفس ؛ مصلحت حفظ نسل ؛ مصلحت حفظ عقل و مصلحت حفظ مال .
اين مصالح از آن نظر ضرورى نام گرفته است كه حيات بشرى و سعادت زندگى دنيوى و اخروى انسان در گرو وجود آنها است ، بهگونهاى كه نبود آنها موجب اختلال در نظام زندگى انسانى مىگردد ؛ ازاينرو حفظ آنها بر همه چيز مقدم است .
طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 383 .
جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص 334 .
غزالى ، محمد بن محمد ، المستصفى من علم الاصول ( به ضميمه فواتح الرحموت بشرح مسلم الثبوت ) ، ج 1 ، ص ( 287 - 286 ) .
زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ص 755 .
خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص 344 .
ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 318 .
مصالح ظنى
مصالح مظنون به حسب عقل يا دليل ظنّى شرعى مصالح ظنى ، به مصالحى گفته مىشود كه عقل به وجود آنها ظن پيدا مىكند و يا دليلى ظنى ، مثل خبر واحد ، بر وجود آنها دلالت مىنمايد .
در كتاب « اصول الفقه الاسلامى » آمده است :
« و الظنية : ما اقتضى العقل ظنه كاتخاذ كلاب الحراسة فى الدور وقت الخوف او دل عليه دليل ظنّى من الشرع مثل حديث : « لا يقضى القاضى و هو غضبان » . « 1 »
مصالح عام
امور داراى مصلحت براى عموم افراد جامعه مصالح عام ، مقابل مصالح شخصى بوده و به مصالحى گفته مىشود : كه در آن ، نفع و مصلحت عموم و يا اكثر افراد جامعه در نظر گرفته شده ، نه منفعت شخص يا گروهى خاص . برخى عام بودن مصلحت را از شرايط حجيت مصالح مرسله دانستهاند .
نمله ، عبد الكريم بن على بن محمد ، الجامع لمسائل اصول الفقه ، ص 389 .
زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 773 و 1028 .
زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 96 .
مصالح قطعى
مصالح مقطوع به حسب عقل يا دليل قطعى شرعى مصالح قطعى ، به مصالحى گفته مىشود كه يا نص قرآن برآن دلالت مىكند ، مانند آيه شريفه :
وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا
« 1 » كه بر مصالح قطعى در حج دلالت مىنمايد ، يا روايات متواتر برآن دلالت مىنمايد و يا عقل به طور قطعى تصديق مىكند كه در آن نفع و در ضد آن ضرر بسيار نهفته است .
زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 1029 .
مصالح كلى
ر . ك : مصالح عام
مصالح مرسله
امور حافظ مقاصد مهم شرع ، و فاقد نصّ شرعى بر اعتبار آن مصالح مرسله ، از مصادرى است كه نزد بعضى از مذاهب اهل سنت براى استنباط احكام شرعى پذيرفته شده است .
مصالح ، جمع مصلحت و در لغت به معناى جلب منفعت يا دفع ضرر است ، و در اصطلاح ، به معناى محافظت از مقاصد شارع مىآيد .
از مهمترين مقاصد شارع و شريعت ، حفظ دين ، نفس ، عقل ، نسل و مال انسانها است .
هر چيزى كه سبب حفظ اين مقاصد شود مصلحت و هرچه سبب از بين رفتن آنها گردد ، مفسده است .
اما مرسله در لغت به معناى غير مقيد آمده است ، زيرا ارسال ، ضد تقييد است و در معناى اصطلاحى آن اختلاف مىباشد ؛ برخى مىگويند : معناى مرسله اين است كه اين مصلحت براساس هيچ نصى از نصوص شرع نبوده است ؛ يعنى هيچ دليل شرعى بر اعتبار آن اقامه نشده و تنها عقل اين مصلحت را تشخيص مىدهد .
براساس اين ديدگاه ، مصلحت مرسله آن است كه عقل آن را براى حفظ مقاصد شرع لازم مىبيند .
برخى ديگر گفتهاند : ارسال يعنى اينكه هيچ نص خاصى بر اعتبار آن اقامه نشده است ، بلكه اصول و قواعد كلى شاهد بر اعتبار آن مىباشد ؛ بنابراين ، مصالح مرسله مصالحى است كه عقل آنها را براساس اصول و قواعد كلى شرعى براى حفظ مقاصد شرع لازم مىبيند و هيچ نص خاصى بر اعتبار آن وجود ندارد .
طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 381 .
نمله ، عبد الكريم بن على بن محمد ، الجامع لمسائل اصول الفقه ، ص 286 .
ادريس ، عوض احمد ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 71 .
فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص 239 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 536 .
هامش
( 1 ) . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 1029 .