مجال ادله فقاهتى
ر . ك : مجارى اصول عملى
مجال قياس
ر . ك : مجارى قياس
مجتهد
شخص داراى ملكه استنباط حكم شرعى فرعى از منابع معتبر مجتهد ، به فردى گفته مىشود كه با فراگيرى علوم مختلف و تحصيل شرايط لازم ، براى او ملكه و حالت نفسانى ايجاد مىشود كه به سبب آن مىتواند حكم شرعى فرعى را از منابع معتبر ( ادله و اصول و قواعد ) استنباط نمايد .
نكته اول :
از نظر مرحوم « صاحب قوانين » ، كلمه مجتهد به دو معنا به كار مىرود :
1 . به معناى عالم ، در مقابل مقلد و عامى ، كه به اين معنا مجتهد ، به عالم اخبارى هم گفته مىشود ؛
2 . به معناى عالم اصولى كه هم قدرت اجتهاد دارد و هم استنباط احكام مىنمايد ؛ اين اصطلاح ، در مقابل اخبارى بوده و عالم اخبارى را دربر نمىگيرد .
نكته دوم :
در روايات ، عنوان « مجتهد » به كار نرفته است ، بلكه از عناوينى مانند : عالم ، فقيه ، حاكم و عارف به احكام استفاده شده است و احكامى مانند جواز افتا و نفوذ قضا و غيره بر اين عنوان مترتب شده است .
ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 2 ، ص 138 .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 8 ، ص 362 .
بحر العلوم ، محمد ، الاجتهاد اصوله و احكامه ، ص 169 .
مجتهد اخبارى
ر . ك : اخباريون
مجتهد اصولى
ر . ك : اصوليون
مجتهد انسدادى
مجتهد معتقد به انسداد باب علم و علمى به احكام شرعى مجتهد انسدادى ، مجتهدى است كه به بسته بودن راه دستيابى به احكام شرعى اعتقاد دارد ؛ به بيان ديگر ، به انسداد باب علم و علمى به احكام معتقد بوده و ظن مطلق را حجت مىداند . در باب تقليد ، برخى علما معتقدند تقليد از مجتهد مطلق انفتاحى صحيح است ، اما به تقليد از مجتهد مطلق انسدادى ، اشكال نموده و به ادلهاى استدلال كردهاند ، از جمله اينكه ادله تقليد ، بر جواز رجوع جاهل به عالم دلالت مىكند ، درحالىكه مجتهد انسدادى جاهل است ، زيرا اعتراف مىكند كه به احكام عالم نيست .
اما برخى ديگر از علما به جواز تقليد از مجتهد انسدادى حكم دادهاند .
شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 5 ، ص 393 .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 8 ، ص 385 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 6 ، ص 336 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 530 .
مجتهد انفتاحى
مجتهد معتقد به انفتاح باب علم و علمى به احكام شرعى مجتهد انفتاحى ، مجتهدى است كه به باز بودن راه دستيابى به احكام شرعى اعتقاد دارد و دستيابى به آن را از راه ادله علمآور ( نص يا خبر متواتر ) و يا ادله ظنى معتبر ( ظواهر قرآن و خبر واحد ) ممكن مىداند ؛ به بيان ديگر ، به انفتاح باب علم و علمى معتقد است .
در بحث تقليد از مجتهد ، علما معتقدند فتواهاى مجتهد مطلق ، نسبت به مقلدانش حجت است ، به شرط آنكه مجتهد مطلق ، باب علم و علمى را مفتوح بداند .
در نفوذ حكم قاضيى كه مجتهد مطلق انفتاحى است نيز اختلافى وجود ندارد .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 530 .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 8 ، ص 285 و ( 403 - 402 ) .
شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 5 ، ص 393 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 6 ، ص 335 .
مجتهد حى
مجتهد زنده ؛ بحث از اعتبار يا عدم اعتبار حيات در تقليد از مجتهد درباره جواز تقليد از مجتهد ، مباحثى در اصول مطرح است ، از جمله اينكه :
آيا شرط تقليد از مجتهد ، زنده بودن او است ؟ اصوليون شيعه ، حيات مجتهد را شرط تقليد از او دانسته و تقليد ابتدايى از ميت را جايز نمىدانند ، ولى علماى اخبارى ، تقليد ابتدايى از ميت را جايز مىدانند ، اما از آنجا كه مبناى اين فتوا درست نيست ، برخى از اصوليون شيعه در مسئله ، مخالفت آنها را ناديده گرفته و ادعاى اجماع نمودهاند .
برخى از علماى اهل سنت ، تقليد ابتدايى از مجتهد ميت را جايز دانستهاند و گروهى ديگر حتى تقليد از مجتهدان زنده را جايز ندانسته و آن را به تقليد از ائمه مذاهب چهارگانه اهل سنت منحصر مىدانند ، زيرا به بسته بودن باب اجتهاد معتقد هستند .
نيز ر . ك : تقليد ابتدايى .