مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 267 .
محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 1 ، ص 83 .
ملكى ، حبيب الله ، تلخيص الاصول ، ص 151 .
قطع مخالف واقع
ر . ك : قطع مخطئ
قطع مخطئ
قطع غير مطابق با واقع قطع مخطى ، مقابل قطع مصيب و به معناى قطعى است كه از نظر قاطع مطابق واقع بوده ، اما در حقيقت با واقع مطابقت نداشته باشد ، مانند اينكه شخص علم پيدا كند در روز جمعه ، نماز ظهر واجب است و يا بهطور قطع بداند مايع موجود نزد او « خمر » است ، در نتيجه ، نماز ظهر را بهجا آورد و يا مايع را مصرف نكند ، سپس خلاف واقع آشكار شود و دريابد در واقع ، نماز جمعه واجب و يا مايع ، « سركه » بوده است .
نكته :
قطع مخطى همان جهل مركب است ( تا زمانى كه خلاف آن روشن نشود ) .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ص 230 و 240 .
خويى ، ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 2 ، ص 27 .
قطع مصادف واقع
ر . ك : قطع مصيب
قطع مصيب
قطع مطابق با واقع قطع مصيب ، مقابل قطع مخطى بوده و عبارت است از قطعى كه هم در نظر قاطع و هم در حقيقت ، مطابق با واقع بوده و از واقع كشف نمايد ؛ مثل اينكه مكلف قطع پيدا كند نماز جمعه واجب است و يا علم پيدا كند مايع موجود نزد او « سركه » است ، در نتيجه نماز جمعه را بهجا آورد و يا آن مايع را مصرف كند ، سپس معلوم شود كه در واقع نيز اينگونه بوده است .
نكته :
قطع اصولى شامل علم و جهل مركب است ، زيرا قطع مصيب ، همان علم ، و قطع مخطى ، همان جهل مركب است .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 42 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص ( 231 - 230 ) .
مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 145 .
خويى ، ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 2 ، ص 27 .
قطع موضوعى
قطع مأخوذ در موضوع حكم شرعى قطع موضوعى ، مقابل قطع طريقى بوده و عبارت است از قطعى كه در موضوع دليل شرعى به عنوان قيد يا تمام موضوع اخذ شده باشد ؛ به بيان ديگر ، به قطعى گفته مىشود كه در ثبوت حكم بر موضوع دخالت دارد ، به گونهاى كه اگر نباشد ، حكم شرعى بر موضوع مترتب نمىشود ؛ به اين صورت كه قطع يا موضوع حكم است و يا جزء موضوع حكم ؛ بنابراين قطع هم در مرحله ثبوت انشا و هم در مرحله اثبات تنجز حكم شرعى بر مكلف ، دخالت دارد ؛ براى مثال حكم صحت در نماز دو ركعتى ، بر قطع به تعداد ركعات متوقف است و شك در تعداد آنها سبب بطلان نماز مىگردد اگرچه مكلف بعدا بفهمد آنچه بهجا آورده ، صحيح بوده است ولى اگر در حال شك ، نماز را به پايان برده باشد ، نماز او باطل مىگردد .
بر اين اساس ، در قطع موضوعى ، خود قطع ، از آن رو كه يكى از صفات نفس است در مقابل ظن ، شك و وهم در موضوع حكم شرع دخالت دارد و حكم شرعى ، داير مدار آن است ، مانند اينكه شارع بگويد : « اذا قطعت بخمرية شىء يجب عليك الاجتناب » كه در آن ، قطع به خمر بودن ، در ترتب حكم حرمت و اجتناب از خمر دخالت دارد .
نكته اول :
براى آگاهى از تفاوت ميان قطع موضوعى و قطع طريقى به مستند قطع طريقى رجوع شود .
نكته دوم :
قطع موضوعى داراى شرايط زير است :
1 . مقيد نكردن موضوع حكم به علم به همان حكم ( عدم اخذ علم به حكم در موضوع همان حكم ) ، مثل اينكه گفته شود : « اذا قطعت بوجوب صلاة الجمعة يجب عليك صلاة الجمعة » ، زيرا در اين صورت ، به نظر برخى از اصولىها ، مستلزم دور است ؛ « 1 »
2 . مقيد نكردن موضوع حكم ، به علم به حكم مماثل با آن ، مثل اينكه گفته شود : « اذا قطعت بوجوب صلاة الجمعة يجب عليك صلاة الجمعة بوجوب آخر . . . » ، زيرا در اين صورت ، مستلزم اجتماع مثلين است ؛
3 . مقيد نكردن موضوع حكم به علم به حكم مضاد با آن ؛ يعنى قطع به حكم ، نمىتواند در موضوع ضد آن حكم أخذ شود ، مثل اينكه گفته شود : « اذا قطعت بوجوب صلاة الجمعة يحرم عليك صلاة الجمعة » ، زيرا در اين صورت ، مستلزم اجتماع ضدين است .
هامش
( 1 ) . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 239 .