آيه كتمان
آيه 159 سوره بقره ، از آيات مورد استناد در بحث حجيت خبر واحد آيه كتمان ، از آياتى است كه در بحث حجيت خبر واحد به آن استدلال شده است :
إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ؛
« كسانى كه دلايل روشن و وسيله هدايتى را كه نازل كرديم ، بعد از آنكه در كتاب براى مردم بيان نموديم ، كتمان مىكنند ، خدا آنها را لعنت مىكند و همه لعنكنندگان نيز آنها را لعنت مىنمايند » . « 1 »
بيان استدلال به اين آيه آن است كه : لازمه حرمت كتمان ادله شرعى ، وجوب اظهار آنها است ، و لازمه وجوب اظهار ، وجوب قبول آن اظهار است ، زيرا اگر قبول واجب نباشد ، حكم به وجوب اظهار ، لغو است . بيشتر اصولىها به اين استدلال ايراد گرفته و دلالت آن را رد كردهاند .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 344 .
اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية في الاصول الفقهية ، ص 276 .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 131 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، ايضاح الكفاية ، ج 4 ، ص ( 326 - 323 ) .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 79 .
صدر ، محمد باقر ، دروس في علم الاصول ، ج 1 ، ص 286 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 453 .
آيه نبأ
آيه 6 سوره حجرات ، دليل قرآنى حجيت خبر واحد آيه نبأ ، از آياتى است كه اصوليون از ديرباز براى حجيت خبر واحد به آن تمسك نمودهاند . در اين آيه آمده است :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ ؛
« اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، هرگاه فاسقى براى شما خبر آورد بر شما واجب است درنگ و جستوجو كنيد تا مبادا از روى نادانى به گروهى آسيب رسانده و از كرده خود پشيمان شويد » . « 2 »
اصوليون از چند لحاظ به اين آيه استدلال نمودهاند :
- از لحاظ مفهوم شرط ؛
- از لحاظ مفهوم وصف ؛
- از لحاظ مناسبت عرفى بين فسق و تبيّن .
براى نمونه ، كسانى كه از لحاظ « مفهوم شرط » به آيه نبأ بر حجيت خبر واحد استدلال نمودهاند ، چنين مىگويند :
در منطوق آيه ، وجوب تبيّن درنگ و جستوجو پيرامون صحت خبر به فاسق بودن مخبر مشروط شده است . مفهوم اين جمله شرطى آن است كه اگر غير فاسق خبرى را براى شما آورد ، جستوجو درباره صحت مضمون آن لازم نيست و مىتوانيد به آن نماييد و در نتيجه ، خبر واحد شخص غير فاسق حجت است .
حايرى ، عبد الكريم ، درر الفوائد ، ج 1 ، 2 ، ص ( 382 - 381 ) .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 344 .
اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية في الاصول الفقهية ، ص 275 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، ايضاح الكفاية ، ج 4 ، ص ( 310 - 291 ) .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص ( 126 - 116 ) .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص ( 75 - 72 ) .
حكيم ، محمد سعيد ، المحكم في اصول الفقه ، ج 3 ، ص ( 219 - 218 ) .
صدر ، محمد باقر ، دروس في علم الاصول ، ج 2 ، ص ( 156 - 152 ) .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص ( 446 - 437 ) .
مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 166 .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 164 .
مجاهد ، محمد بن على ، مفاتيح الاصول ، ص ( 355 - 354 ) .
موسوى بجنوردى ، محمد ، مقالات اصولى ، ص ( 31 - 30 ) .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز في اصول الفقه ، ص ( 279 - 276 ) .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 10 ، ص ( 415 - 263 ) .
آيه نفر
آيه 122 سوره توبه ، دليل قرآنى حجيّت خبر واحد آيه نفر ، از آياتى است كه براى حجيت خبر واحد به آن استدلال شده است :
وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ ؛
« شايسته نيست مؤمنان همگى به سوى ميدان جهاد كوچ كنند . چرا از هر گروهى ، طايفهاى از آنان كوچ نمىكنند و طايفهاى بمانند تا از دين آگاهى پيدا كنند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود ، آنان را انذار نمايند تا از مخالفت فرمان پروردگار بترسند » . « 3 »
« نفر » به معناى كوچ كردن است و چون در آيه ، واژه « نفر » آمده ، آن را آيه نفر مىگويند . به چند صورت ، به اين آيه استدلال شده است :
1 . كلمه « لعل » در «
لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ
» بر وجوب تحذر دلالت مىكند ؛ به اين بيان كه وقتى منذرين ، مردم را به ترك واجب و فعل حرام انذار مىدهند ، بر مردم هم واجب است منذرين را تصديق كنند و به سخن آنان ترتيب اثر دهند .
2 . در اين آيه ، چند چيز به دنبال هم ذكر شده است :
خداوند در مقام اعتراض ، با « لو لا » ى تحضيضيه مىفرمايد :
«
فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ . . .
» ؛ « چرا كوچ تحقق پيدا نمىكند ؟ » ، اين لحن دلالت بر وجوب كوچ دارد و وقتى كوچ واجب شد ، غايت
هامش
( 1 ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 159 .
( 2 ) . حجرات ( 49 ) ، آيه 6 .
( 3 ) . توبة ( 9 ) ، آيه 122 .