آيه تهلكه
آيه 195 سوره بقره ، از آيات دلالتكننده بر وجوب شرعى احتياط آيه تهلكه
وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ
« 1 » آيهاى است كه به منظور اثبات احتياط شرعى به آن استناد شده است ؛ به اين بيان كه حكم به ترخيص و انجام فعل در چيزهايى كه احتمال حرمت آنها داده مىشود ( محتمل الحرمة ) - هرچند دليل معتبرى بر حرمت آنها اقامه نشده - از مصاديق « به هلاكت انداختن نفس » بوده و حرام است ، بنابراين چارهاى جز احتياط در مشتبهات نيست .
به بيان ديگر ، اخبارىها مىگويند : مكلف گاهى توجه ندارد كه ممكن است استعمال دخانيات در عالم واقع حرام باشد ؛ در اين صورت ، اگر وى مرتكب چنين فعلى شود نهى آيه شريفه شامل او نمىشود ؛ ولى اگر مكلف ، به حكم واقعى استعمال دخانيات توجه داشته باشد و احتمال حرمت واقعى آن را بدهد و با اين حال مرتكب آن شود ، مصداقى از به هلاكت انداختن نفس محقق مىشود كه آيه شريفه ، از آن نهى كرده است .
به استدلال اخبارىها جوابهايى داده شده است ، از جمله :
1 . اگر مكلف احتمال حرمت استعمال دخانيات بدهد و دليل معتبرى به او اجازه ارتكاب آن را ندهد ، در صورت ارتكاب ، از مصاديق به هلاكت انداختن نفس شمرده مىشود ، اما اگر دليل معتبرى بر حرمت عمل وجود نداشته باشد و مكلف براى انجام آن ، به ادلهاى كه دلالت بر ترخيص از ناحيه شارع دارد ، مثل حديث رفع ، حديث سعه و . . . ، استناد بكند ، ديگر از مصاديق به هلاكت انداختن نفس شمرده نمىشود .
2 . نهى در آيه ، نهى ارشادى است .
3 . اين آيه در سياق آيات جهاد است و با ملاحظه قبل و بعد آن ، نتيجهاى عكس تصور ابتدايى به دست مىآيد ، زيرا مىفرمايد : خود را براى نبرد با دشمن آماده نموده و با او مبارزه كنيد سپس مىفرمايد :
وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ؛
يعنى اگر در خانه نشستيد و براى جهاد آماده نشديد ، اين عمل شما به هلاكت انداختن نفس است .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية في توضيح الكفاية ، ج 5 ، ص 323 .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 339 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 67 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، ايضاح الكفاية ، ج 4 ، ص 482 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 11 ، ص ( 307 - 302 ) .
آيه حرمت كتمان
ر . ك : آيه كتمان
آيه سؤال
آيه 7 سوره انبيا و 43 سوره نحل ، از آيات مورد استناد در بحث حجيت خبر واحد آيه سؤال ، از آياتى است كه اصوليون براى حجيت خبر واحد به آن تمسك كردهاند .
در اين آيه ، خداوند مىفرمايد :
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ؛
« اگر نمىدانيد ، از اهل اطلاع بپرسيد » . « 1 * »
استدلال به آيه شريفه چنين است :
اين آيه به واسطه كلمه «
فَسْئَلُوا
» كه امر است ، سؤال از اهل ذكر را واجب كرده است ، و لازمه وجوب سؤال ، وجوب قبول و متعبد شدن به آن است ، زيرا در غير اين صورت ، وجوب سؤال لغو مىگردد .
به اين استدلال اشكالاتى شده است ، از جمله اينكه :
وجوب سؤال براى كسب علم است نه به معناى تعبد به آن .
بسيارى از علما مانند « شيخ انصارى » در كتاب « رسائل » دلالت اين آيه را بر مطلب نپذيرفتهاند .
اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية في الاصول الفقهية ، ص 276 .
حايرى ، عبد الكريم ، درر الفوائد ، ص 391 .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية في توضيح الكفاية ، ج 4 ، ص 486 .
صدر ، محمد باقر ، دروس في علم الاصول ، ج 1 ، ص 287 .
جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص 109 .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 189 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 454 .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 132 .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز في اصول الفقه ، ص 281 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 345 - 344 ) .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 10 ، ص ( 534 - 530 ) .
هامش
( 1 ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 195 .
( 1 * ) . أنبياء ( 21 ) ، آيه 7 .