اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 240 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 10 ، ص 254 .
[ ظهور ]
ظهور استقلالى
ر . ك : ظهور مطابقى
ظهور اطلاقى
ظهور عرفى لفظ در معناى مطلق به ظهور لفظ نزد عرف در معنايى مطلق ، ظهور اطلاقى گفته مىشود ؛ به بيان ديگر ، ظهور اطلاقى به معناى دلالت ظنى راجح لفظ است بر شمول و سريان مفهوم كه به وسيله مقدمات حكمت به دست مىآيد ، مانند : ظهور اطلاقى لفظ « البيع » در «
أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ
» كه بر حلّيت تمام معاملات دلالت مىكند .
در كتاب « نهاية الافكار » آمده است :
« فلا محالة عند عدم نصب البيان على التقييد متصلا بكلامه الملقى الى المخاطب فى مجلس التخاطب ، ينعقد الظهور الاطلاقى للمطلق و تتحقق الدلالة التصديقية » . « 1 »
سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 42 .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 8 ، ص 257 .
حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 281 .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 2 ، ص ( 218 - 164 ) .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 42 .
ظهور التزامى
ظهور لفظ در معناى ملازم معناى مطابقى آن هرگاه كلامى در معنايى ظهور داشته باشد ، به ظهور آن كلام در معناى ديگرى كه خارج از معناى اصلى و ملازم آن باشد ، ظهور التزامى گفته مىشود ، مانند : ظهور التزامى جمله « اگر مستطيع شدى ، حج بر تو واجب است » بر عدم وجوب حج در صورت عدم استطاعت .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 226 .
ظهور الفاظ
معناى مرجّح - از ميان چند معنا - براى لفظ در مواردى كه لفظ دستكم داراى دو معنا است كه احتمال اراده يكى بيش از ديگرى است ، به آن معنايى كه احتمال بيشترى دارد ، ظهور لفظ مىگويند ؛ براى مثال ، از كلمه «
فَاقْطَعُوا
» در آيه « سرقت » دو معنا به ذهن مىآيد : يكى جدا ساختن دست از بدن و ديگرى مجروح ساختن آن ؛ معناى اول كه راجح است ، ظهور نام دارد .
نكته :
فرق ظاهر و ظهور اين است كه منظور از ظاهر ، لفظى است كه در معنايى ظهور دارد و مراد از ظهور ، معنايى است كه لفظ در آن ظاهر است .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 233 .
محقق داماد ، مصطفى ، مباحثى از اصول فقه ، ج 2 ، ص 37 .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 3 ، ص ( 138 - 137 ) .
خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص 151 .
ابو الحسين بصرى ، محمد بن على ، المعتمد فى اصول الفقه ، ج 4 ، ص 231 .
ظهور ايجابى
حصول تطابق ميان اراده جدّى و اراده استعمالى ظهور ايجابى ، مقابل ظهور سلبى بوده و به اين معناست كه آنچه را متكلم در مقام تكلم ، از راه الفاظ ( مقام اثبات ) بيان كرده ، در مرحله اراده جدى ( مقام ثبوت ) نيز ثابت است ؛ كل ما يقوله يريده ؛ به بيان ديگر ، اراده جدى وى مطابق اراده استعمالى او است .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 7 ، ص 283 .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 94 .
ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 1 ، ص 412 .
ظهور بدوى
ظهور ابتدايى قابل انتفاء به وسيله قرينه ظهور بدوى ، به ظهورى گفته مىشود كه ناپايدار بوده و در صورت آوردن قرينه بر خلاف آن ، از بين مىرود ، مانند ظهورى كه در اثناى كلام متكلم ميان سخنان گوينده براى شنونده پديد مىآيد كه متزلزل است و اگر تا پايان ، قرينهاى بر خلاف آن آورده نشود ، اين ظهور به ظهور مستقر تبديل مىشود و اگر قرينهاى خلاف آن آورده شود ، قرينه ، مقدم مىشود . « 1 * »
به بيان ديگر ، ظهور بدوى ، ظهورى است كه در صورت نبود قرينهاى بر خلاف آن ، منعقد مىشود و در صورت وجود قرينه متصله بر خلاف آن هيچگاه منعقد نمىگردد ، اما در صورت وجود قرينه منفصله بر خلاف آن ، منعقد مىشود ، ولى حجت نيست .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 135 .
حيدر ، محمد صنقور على ، المعجم الاصولى ، ص 724 و 732 .
ظهور تصديقى
ظهور بيانگر مراد استعمالى يا جدّى متكلّم ظهور تصديقى ، ظهورى است كه مراد استعمالى يا جدى گوينده سخن را آشكار مىكند .
هر كلامى داراى سه ظهور است :
هامش
( 1 ) . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 4 ، جزء 2 ، ص 148 .
( 1 * ) . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 183 .