عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 2 ، ص 87 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 134 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 316 .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 200 .
ظهور مطابقى
تمام معناى متبادر از كلام هرگاه كلامى در معنايى ظهور داشته باشد ، ظهور كلام در همه آن معنا را ظهور مطابقى يا استقلالى مىگويند ؛ به بيان ديگر ، ظهور كلام در تمامى معنايى را كه براى آن وضع شده است ، ظهور مطابقى مىگويند .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 198 .
ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 2 ، ص 194 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 226 .
مظفر ، محمد رضا ، المنطق ، ص 35 .
ظهور مفهومى
ظهور به دست آمده از كلام به كمك اعتبارى عقلايى ظهور مفهومى ، مقابل ظهور منطوقى بوده و عبارت است از ظهور كلام در افاده معنايى كه در كلام ، لفظى براى دلالت برآن وجود ندارد ، اما به اعتبارى از اعتبارات عقلايى همچون دلالت التزامى ، از كلام فهميده مىشود .
توضيح :
جملات داراى مفهوم دو ظهور دارند : ظهور منطوقى و مطابقى ؛ ظهور مفهومى .
هر دو ظهور چه از جانب مولا بر عبد و چه از جانب عبد بر مولا ، حجت است .
اصوليون از ديرباز در اينكه برخى جملهها مثل جمله شرطى ، وصفى و . . . ظهور مفهومى دارند يا نه اختلاف داشتهاند ، اما پذيرفتهاند كه در صورت ظهور داشتن ، حجت است .
نيز ر . ك : مفاهيم .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 226 و 368 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 18 و 155 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 159 .
ظهور منطوقى
ظهور به دست آمده از كلام ، به واسطه مدلول مطابقى يا تضمنى منطوق در لغت اسم مفعول از ماده نطق به معناى گفته و بر زبان آورده شده است .
اما در اصطلاح عبارت است از دلالت كلام بر معنايى ، به واسطه مدلول مطابقى و يا تضمنى الفاظ ؛ مقابل دلالت مفهومى كه دلالتى التزامى و تبعى مىباشد .
نكته اول :
برخى از اصوليون هر سه قسم مدلول مطابقى ، تضمنى و التزامى را از اقسام مدلول منطوقى دانستهاند . « 1 »
نكته دوم :
چون ظهور منطوقى بالمطابقه است و ظهور مفهومى ، بالالتزام ، برخى ظهور منطوقى را مقدم بر ظهور مفهومى و قوىتر از آن مىدانند .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 159 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 368 .
محقق داماد ، مصطفى ، مباحثى از اصول فقه ، ص 71 .
ظهور موضوعى
ظهور ناشى از وضع و قواعد عمومى لغت ظهور موضوعى ، مقابل ظهور ذاتى بوده و عبارت است از ظهورى كه ناشى از وضع و اساليب و قواعد عمومى لغت زبانشناسى مىباشد كه همه عقلا آن را به كار گرفتهاند و به خاطر انصراف و انس ذهنى در نزد شخص خاصى نيست .
حجيت ظهور موضوعى در نزد عقلا اجماعى است .
در كتاب « الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى » آمده است :
« ان الحجة هو خصوص الظهور الموضوعى لان العقلاء انما يبنون على حجية الظهور باعتبار ان ظاهر حال كل متكلم ارادته للمعنى الظاهر و من الواضح ان ظاهر حال المتكلم هو ارادته للمعنى الظاهر بسبب الوضع دون الظاهر بسبب الانس الذهنى الخاص » . « 1 * »
گاه ظهور موضوعى با ظهور ذاتى جمع مىشود و گاهى آن دو از هم جدا هستند ، ولى فايده ظهور ذاتى كشف از ظهور موضوعى است ، در صورتى كه قرينهاى بر خلاف آن نباشد .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 188 .
حيدر ، محمد صنقور على ، المعجم الاصولى ، ص 725 .
ظهور وضعى
ظهور به دست آمده از كلام به واسطه وضع ظهور وضعى ، مقابل ظهور اطلاقى بوده و منشأ آن وضع و لغت است ، مانند : ظهور الفاظ عموم در مفهوم شمول و فراگيرى .
نشانه اين ظهور آن است كه براى همه كسانى كه به لغت آشنايى كامل دارند ، به محض شنيدن لفظ ، پديدار مىگردد و هيچگونه انصراف و يا انس ذهنى در آن دخالت ندارد .
از ويژگىهاى اين ظهور ، حجيت آن است ، زيرا قدر متيقن
هامش
( 1 ) . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ج 1 ، 2 ، ص 146 .
( 1 * ) . ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 2 ، ص 165 و 164 .