قطعى بر حجيت آن از راه عقل و يا نقل اقامه شده باشد ؛ به بيان ديگر ، ظن به دست آمده از راه امارات معتبر را ظن خاص مىگويند ، مانند : ظن به دست آمده از خبر واحد عادل يا ثقه . از آنجايى كه اين ظن پشتوانه علمى دارد منسوب به علم است به آن علمى نيز گويند .
نكته :
حجيت و اعتبار ظن خاص ، به جعل شارع است به خلاف ظن مطلق و به همين دليل ، قائم مقام قطع و در حكم آن تلقى مىشود .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص ( 162 - 161 ) .
محمدى ، ابو الحسن ، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه ، ص 151 و 274 .
مغنيه ، محمد جواد ، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد ، ص 221 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 20 و 32 .
نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 2 ، ص 46 .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 27 .
حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 203 .
رشاد ، محمد ، اصول فقه ، ص 233 .
سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 2 ، ص 1213 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 4 ، ص 204 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص 47 .
حيدر ، محمد صنقور على ، المعجم الاصولى ، ص 721 .
ظن شأنى
ظنّ داراى شأنيت تحقّق ظن شأنى ، مقابل ظن فعلى بوده و به ظنى گفته مىشود كه بالفعل و در زمان حاضر در شخص و يا اشخاص وجود ندارد ؛ يعنى نفس شخص به صفت ظن متصف نشده است ، اما اسباب و شرايط حصول چنين صفتى در خارج آماده است زمينه و شأنيت پيدايش ظن در شخص وجود دارد به گونهاى كه اگر به اين اسباب توجه كند براى او ظن پديد مىآيد ، مثل اينكه امارهاى بر وجوب نماز جمعه وجود دارد كه اگر شخص مجتهد به آن توجه كند ، صفت ظن به وجوب نماز جمعه در او ايجاد مىگردد ، چه براى اشخاص ديگر ظنآور باشد ، چه نباشد .
نكته :
در بعضى از كتابهاى اصولى ، ظن شأنى ، مترادف با ظن نوعى دانسته شده است ؛ طبق اين نظر ، ظن شأنى ، ظنى است كه شأنيت ايجاد آن ، در نوع مردم فراهم باشد . اما بنا به تعريف بالا ، ظن شأنى هم مىتواند در مورد شخص خاص باشد و هم درباره نوع مردم .
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 3 ، ص 89 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص 21 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 137 .
ظن شخصى
ظنّ حاصل براى شخص خاص ظن شخصى ، مقابل ظن نوعى ، و به معناى حالت و صفتى خاص ظن است كه در نفس شخص خاص ايجاد مىگردد همان گونه كه صفت علم و يا شك از حالات نفسانى شمرده مىشود ؛ به بيان ديگر ، هرگاه ظنى براى شخصى خاص از راه اسباب ظنآور ايجاد شود به آن ظن شخصى مىگويند ، خواه اين اسباب ظنآور از اسبابى باشد كه نوع مردم ، از آن به ظن مىرسند ( امارات معتبر ) و خواه چنين نباشد ، مثل اينكه شخصى از خبر فاسقى به مطلبى ظن پيدا كند .
نكته :
هرگاه ظن شخصى از راه اسبابى همچون « امارات معتبر » حاصل شود ، چون بيشتر مردم ، از آن به ظن مىرسند ، ظن نوعى نيز وجود خواهد داشت ؛ بنابراين ، ظن نوعى ، حالتى است كه از اجتماع ظنون شخصى نوع مردم انتزاع مىشود .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 161 .
محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 1 ، ص 165 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص 21 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 4 ، ص 204 .
فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص 217 .
رشتى ، حبيب اللّه بن محمد على ، بدائع الافكار ، ص 22 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 325 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 20 .
حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 3 ، ص 12 .
محمدى ، ابو الحسن ، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه ، ص 274 .
خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 3 ، ص 181 و 137 .
ظن شرعى
ر . ك : اماره معتبر
ظن طريقى
ظنّ داراى نقش طريقى نسبت به واقع ، و غير مأخوذ در موضوع حكم شرعى ظن طريقى ، مقابل ظن موضوعى بوده و عبارت است از ظنى كه فقط جنبه طريقيت آن براى حكم واقعى واقع در نظر گرفته شده و از واقع حكايت مىنمايد .
ظن طريقى به عكس ظن موضوعى در موضوع حكم شرعى اخذ نشده است ؛ به عبارت ديگر ، حكم شرعى بر نفس موضوع مترتب شده است و ظن ، صرفا طريق احراز موضوع حكم بوده و قيد موضوع نيست و فقط در تنجز تكليف بر مكلف تأثير دارد ، مانند قطع طريقى كه طريق به حكم واقعى بوده ، ولى خود دخالتى در ثبوت حكم بر موضوع ندارد ، با اين تفاوت كه طريقيت قطع ، بنفسه و طريقيت ظن معتبر به جعل شارع است .