مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص ( 226 - 220 ) .
سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 52 .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 27 .
طلب وجوبى
طلب شديد براى انجام تكليف ، بدون جواز ترك طلب وجوبى ، به طلب مؤكد و شديد مولا از عبد براى رسيدن به مطلوب گفته مىشود ، بهطورى كه به هيچ وجه به ترك آن راضى نيست ؛ يعنى به شدت ، به مطلوب بدون لحاظ جواز ترك آن گرايش دارد .
مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص ( 66 - 65 ) .
مجاهد ، محمد بن على ، مفاتيح الاصول ، ص 194 .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 17 و 21 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 3 ، ص 181 .
« ظ »
ظانّ
مكلّف داراى ظنّ به موضوع يا حكم شرعى ظان ، به شخصى اطلاق مىشود كه در نفسش نسبت به چيزى حالت ظن پديد آمده است ، و در اصول فقه به مكلفى گفته مىشود كه از راهها و ادله شرعى ، به حكم يا موضوع ظن پيدا كرده است .
توضيح :
وقتى مكلفى به اجمال ، متوجه مىشود كه يك موضوع در اسلام داراى حكمى است ، وظيفه دارد از حكم واقعى آن جستوجو و تحقيق نمايد ، حال پس از آن ، يا به حكم شرعى واقعى ، قطع پيدا مىكند كه به او « قاطع » گفته مىشود و قطع او برايش حجت است ، و يا ظن پيدا مىكند كه به او « ظان » اطلاق مىگردد ، و يا در حكم واقعى دچار شك مىگردد كه به او « شاك » مىگويند .
در صورت انفتاح باب علمى و حجيت ظن خاص ، اگر ظن او به حكم شرعى از راههاى معتبر ( امارات معتبر ) به دست آمده باشد ، اين ظن ، در حق او حجت است ؛ اما اگر ظن ، از راههاى غير معتبر ، مثل قياس ، به دست آمده باشد ، حكم شك را دارد و بايد به وظيفه شاك عمل نمايد .
و در صورت انسداد باب علم و علمى و حجيت ظن مطلق ، هر ظنى از هر راهى براى او پديد آيد ، حجت است ، مگر اين كه از ظنونى باشد كه از تمسك به آن نهى شده است ، مثل : ظن خاص حاصل از قياس .
خمينى ، روح اللّه ، تهذيب الاصول ، ج 2 ، ص 34 .
محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 1 ، ص 6 .
ظاهر الفاظ
ر . ك : ظواهر الفاظ
ظاهر سنت
ر . ك : ظواهر سنت
ظاهر كتاب
ر . ك : ظواهر كتاب
ظرف واجب
ر . ك : زمان واجب
ظن
رجحان يكى از دو طرف احتمال نزد نفس ظن ، صفت نفسانى انسان و مانند علم و شك است كه در نفس وى پديد مىآيد ، با اين تفاوت كه مرتبهاش از شك بالاتر و از علم و قطع پايينتر است .
به بيان ديگر ، در مواقعى كه ذهن انسان در مسألهاى دچار ترديد مىگردد ، اگر ميل به يك طرف ترديد ، در نظر او قوى بوده و ميل به طرف ديگر ، ضعيف باشد ، طرف راجح و قوى را ظن مىگويند .
در كتاب « تحرير المعالم » آمده است :
« فى الظن : هو الوصف النفسانى المقابل للقطع و الشك فهو عبارة عن الطرف الراجح من شقّى الترديد الحاصل فى الذهن » . « 1 »
نكته اول :
تعريفى كه ارائه شد ، تعريف ظن شخصى است ، ولى گاهى ظن به اسبابى اطلاق مىشود كه موجب ايجاد ظن در نوع عقلا مىگردد ، كه به اين نوع ظن ، ظن نوعى گفته مىشود . ( اين اطلاق مجازى است ) .
نكته دوم :
مجتهد بعد از توجه به يك موضوع و جستوجو درباره حكم آن در منابع احكام ، به آن قطع يا ظن و يا شك پيدا مىكند ؛ در صورتى كه به حكم ظن پيدا نمايد ، يا آن ظن از راههاى معتبر به دست آمده است ، مانند خبر واحد ، كه چنين ظنى براى او حجت است ، و يا از راههاى غير معتبر ، مثل قياس ، به دست آمده ، كه با آن مانند شك برخورد مىشود ؛ يعنى ارزش آن مانند ارزش شك مىباشد .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 161 .
شعرانى ، ابو الحسن ، المدخل الى عذب المنهل ، ص 19 .
خويى ، ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 2 ، ص 10 و 88 .
خمينى ، روح اللّه ، تهذيب الاصول ، ج 2 ، ص 5 .
خمينى ، روح اللّه ، الرسائل ، ج 2 ، ص 57 .
فاضل تونى ، عبد اللّه بن محمد ، الوافية فى اصول الفقه ، ص 81 .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 40 .
مجاهد ، محمد بن على ، مفاتيح الاصول ، ص 329 .
هامش
( 1 ) . مشكينى ، على ، تحريرى المعالم ، ص 150 .