شك در وجوب
ر . ك : شبهه وجوبى
شك در وجود رافع
شك در بقاى چيزى ، به واسطه شك در تحقق رافع شك در وجود رافع ، عبارت است از شك در بقاى چيزى كه اقتضاى بقا و استمرار دارد ، به دليل شك در پيدايش رافع چيزى كه قابليت استمرار آن را از بين مىبرد ( براى آن ؛ براى مثال ، وضو مقتضى براى طهارت باطنى است ) ؛ يعنى شخصى كه وضو مىگيرد طهارت باطنى او تا وقتى كه رافعى مثل خواب يا حدث برايش پيش نيايد ، پابرجا است ، حال اگر شخص با وضو بعد از مدتى در اينكه رافعى براى وضويش حادث شده يا نه شك كند يعنى در اصل وجود رافع شك نمايد به چنين شكى ، شك در وجود رافع مىگويند .
توضيح :
يكى از تقسيمهاى استصحاب به لحاظ شك در بقاى مستصحب تقسيم آن به استصحاب با شك در مقتضى و استصحاب با شك در رافع است ، زيرا شك در بقاى مستصحب گاهى از شك در وجود مقتضى سرچشمه مىگيرد ؛ يعنى با قطعنظر از موانع ، در استعداد و قابليت ذاتى آن براى ادامه وجود آن شك است ، و گاهى از شك در رافع ناشى مىشود و اصل اقتضا و قابليت بقا مسلّم است كه خود به پنج نوع تقسيم مىشود و يكى از آنها شك در اصل وجود رافع است .
در باب شك در مقتضى و رافع ، گروهى استصحاب را مطلقا جارى مىدانند و گروهى آن را مطلقا انكار مىكنند و گروهى بين شك در مقتضى و شك در رافع تفصيل مىدهند .
سه گونه تفصيل در اين باره وجود دارد :
1 . بعضى مانند مرحوم « محقق اول » معتقدند در « شك در مقتضى » نمىتوان استصحاب كرد ، ولى در « شك در رافع » با همه اقسامش مىتوان استصحاب نمود ؛
2 . گروهى بر اين باورند كه تنها در « شك در وجود رافع » استصحاب مىشود و در « شك در مقتضى » و « شك در رافعيت موجود » استصحاب نمىشود ؛
3 . برخى ديگر مىگويند : در « شك در اصل وجود رافع » و « شك در رافعيت موجود » به دليل اشتباه مصداق ، استصحاب جارى است ، ولى در شك در مقتضى و بقيه اقسام جارى نيست .
محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 5 ، ص ( 82 - 78 ) .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 4 ، ص 279 .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 558 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 278 .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 4 ، ص ( 324 - 319 ) .
شك در وجود مانع
ر . ك : شك در وجود رافع
شك ساده
ر . ك : شبهه بدوى
شك سارى ( اركان )
شك سرايتكننده به يقين سابق و تبديلكننده آن به شك شك سارى ، از اركان قاعده يقين است كه با انتفاى آن ، قاعده يقين مرتفع مىگردد ، و آن شكى است كه بعد از يقين به حكم يا موضوعى به وجود آمده و آن را مرتفع مىسازد . دليل نامگذارى آن به « شك سارى » اين است كه شك لاحق به يقين گذشته سرايت كرده و آن را از بين مىبرد ؛ براى مثال ، شخصى به عدالت زيد در روز جمعه يقين دارد ، اما روز بعد يقين او به عدالت زيد ، به شك مبدل مىگردد ؛ يعنى روز شنبه به عدالت زيد در روز جمعه شك مىكند و اين شك به يقين روز جمعه سرايت كرده و آن را از بين مىبرد .
نكته :
« شك سارى » به خود « قاعده يقين » نيز اطلاق مىشود .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 152 .
ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 4 ، ص 25 .
ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 224 .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 586 .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 697 .
محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 6 ، ص 144 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 447 و 451 .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 483 .
شك سارى ( قاعده )
ر . ك : قاعده يقين
شك سببى
شك پديدآورنده شك ديگر شك سببى ، مقابل شك مسببى بوده و به شكى گفته مىشود كه سبب ايجاد شك ديگر مىگردد ، بهگونهاى كه با بر طرف شدن آن ، شك ديگر نيز بر طرف مىگردد ، مانند آنكه شك در طهارت آب ، سبب شك در طهارت لباسى شود كه با آن آب شسته شده است و يا شك در وكالت شخصى ، سبب شك در معاملهاى گردد كه او از جانب موكل انجام داده است .
نكته :
بحث از شك سببى و مسببى در كتابهاى اصولى در باب استصحاب ، مطرح مىشود ، و آن در جايى است كه جريان استصحاب در موردى باعث منتفى شدن موضوع استصحاب