3 . برخى به تفصيل معتقد شدهاند .
به نظر مشهور اصوليون ، تأخير بيان از وقت خطاب ، به دليل وقوع آن در اوامر عرفى و عقلايى مطلقا جايز است . « 1 »
محقق حلى ، جعفر بن حسن ، معارج الاصول ، ص 110 .
اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 228 .
صاحب معالم ، حسن بن زين الدين ، معالم الدين و ملاذ المجتهدين ، ص 157 .
علامه حلى ، حسن بن يوسف ، مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 161 .
علم الهدى ، على بن حسين ، الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 1 ، ص 362 .
تاخير بيان از وقت فعل
ر . ك : تأخير بيان از وقت حاجت
تاخير تبليغ احكام
ر . ك : تأخير بيان
تاريخ اجتهاد
ر . ك : ادوار اجتهاد .
تاريخ اصول فقه
مباحث پيرامون پيدايش و سير تحوّل علم اصول تاريخ ، به معناى تبيين چگونگى پيدايش يك چيز و بررسى سير تغيير و تحول آن در بستر زمان مىباشد ، بنابراين ، تاريخ اصول فقه ، بررسى چگونگى پيدايش و سير تحول و تطور علم اصول در طول زمان است .
براى علم اصول ، در طول تاريخ ، دورههايى متصور است كه برخى از آنها به اهل سنت اختصاص دارد ، برخى به شيعه و برخى هم بين هر دو مذهب مشترك است :
دوره اول ، دوره تأسيس :
در ميان اصوليون شيعه و اهل سنت ، درباره مؤسس علم اصول اختلاف است ؛ اهل سنت بر اين عقيدهاند كه واضع و مؤسس علم اصول ، « شافعى » است ، اما اصوليون شيعه معتقدند كاربرد قواعد اصولى و لو در سطحى بسيار ساده ، در صدر اسلام معمول و متعارف بوده است ، ولى واضع و مؤسس علم اصول فقه ، امام باقر عليه السّلام و امام صادق عليه السّلام مىباشند .
دوره دوم ، دوره تصنيف :
اين دوره از لحاظ نقص و كمال و آميختگى و عدم آميختگى با ساير علوم ، به چند دوره قابل تقسيم است كه در اينجا مقصود ، دوره آغاز تصنيف است .
مسائل علم اصول كه در گذشته استقلال نداشت و در خلال مسائل فقهى مطرح مىشد ، در اين دوره ، استقلال خود را به دست آورد .
از نظر اصولىهاى شيعه ، اولين مصنف علم اصول ، « هشام بن حكم » است كه كتاب الفاظ و مباحث آن را تصنيف كرد و پس از او يونس بن عبد الرحمن « كتاب اختلاف الحديث » را كه درباره مبحث تعادل و ترجيح است براساس نظريات امام موسى بن جعفر عليه السّلام تصنيف نمود .
طبق اين ديدگاه ، نظر برخى از اصوليون اهل سنت كه « شافعى » را اولين مصنف علم اصول مىدانند ، مردود است ، زيرا شافعى متأخر از « هشام بن حكم » و « يونس بن عبد الرحمن » مىباشد .
دوره سوم ، دوره اختلاط :
اين دوره ، كه دوره آميختگى علم اصول با علم كلام است ، به اهل سنت اختصاص دارد . متكلمان اهل سنت به خصوص معتزله كه بيشتر اهل بحث و جدل بودند در علم اصول وارد شده و آن را تا حد زيادى از مسير اصلى خود كه استنتاج احكام فرعى است ، منحرف ساختند و مسائل اصولى را ، كلى و مجرد از مسائل فرعى ، مطالعه و بررسى نمودند .
كتابهايى كه در اين دوره تصنيف شده غالبا « از متكلمان » ، به خصوص معتزلىها ، است .
دوره چهارم ، دوره كمال و استقلال :
اين دوره ، به شيعه اختصاص دارد و در واقع ، دومين دوره تدوين اصول فقه شيعه است .
در اين دوره ، علم اصول سادگى اوليه خود را از دست داده ، كمال و پختگى پيدا كرد و تا حدود زيادى ، از آميختگى با مسائل علم كلام رهايى يافت .
برخى از امتيازات اين دوره عبارتاند از :
1 . كمال علم اصول در نزد شيعه ؛ 2 . استحكام مبانى و قوت استدلال بر آنها ؛ 3 . استقلال و تخلص نسبى علم اصول از مسائل علم كلام .
اصوليان معروف اين دوره عبارتاند از :
1 . « ابن ابى عقيل » ؛
2 . « ابن جنيد » مؤلف كتاب « كشف التمويه و الالتباس » ( اين دو ، در اصطلاح فقها ، به قديمين معروف هستند ) ؛
3 . « محمد بن محمد بن نعمان » معروف به « شيخ مفيد » كه كتابى به نام الرسالة الاصولية دارد ؛
4 . « سيد مرتضى » مؤلف كتاب « الذريعة الى اصول الشريعة » ؛
5 « شيخ طوسى » مؤلف كتاب « عدّة الاصول » .
دوره پنجم ، دوره ركود استنباط :
اين دوره از وفات « شيخ طوسى » تا عصر « ابن ادريس حلى » ادامه داشت كه حدود يك قرن اجتهاد شيعه متوقف ماند .
اصولىهاى معروف اين دوره عبارتاند از :
1 . « حمزة بن عبد العزيز » معروف به « سلار » ، صاحب كتاب التقريب ؛
2 . « شيخ سديد الدين محمود بن على حمصى رازى
هامش
( 1 ) . ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 341 .