« صاحب كتاب « المصادر » .
دوره ششم ، دوره نهضت مجدد :
اين دوره به وسيله « محمد بن احمد بن ادريس حلى » آغاز شد .
نام برخى از اصولىهاى معروف اين دوره در زير مىآيد :
1 . « محقق حلى » مؤلف كتاب « نهج الوصول الى معرفة الاصول » و كتاب « معارج الاصول » ؛
2 . « علامه حلى » مؤلف كتاب « تهذيب الوصول الى علم الاصول » ؛
3 . « فخر المحققين » مؤلف كتاب « غاية السئول فى شرح تهذيب الاصول » ؛
4 . « شهيد ثانى » مؤلف كتاب « تمهيد القواعد » ؛
5 . « شيخ بهايى » مؤلف كتاب « زبدة الاصول » .
دوره هفتم ، دوره ضعف :
اين دوره ، در اثر نهضت اخبارىها به وجود آمد و از مهمترين پيشاهنگان اين نهضت ، مولى « محمد امين استرآبادى » مؤلف كتاب « الفوائد المدنية » بود . در اين دوره ، بر اثر برخورد شديدى كه ميان « اخبارىها » و « اصولىها » وجود داشت ، كتابهاى مهمى در علم اصول تأليف شد ، همانند :
1 . « غاية المأمول فى شرح زبدة الاصول » اثر فاضل جواد ؛
2 . « وافيه » اثر فاضل تونى ؛
3 . « حاشيه معالم الاصول » اثر ملا صالح مازندرانى .
دوره هشتم ، دوره جديد :
اين دوره كه از اواخر قرن دوازدهم آغاز شد ، با قيام مرحوم « وحيد بهبهانى » و شاگردان مكتب وى همانند « سيد مهدى بحر العلوم » ، « شيخ جعفر كاشف الغطاء » ، « ميرزا ابو القاسم قمى » ، « سيد محسن أعرجى كاظمى » ، « مولا احمد نراقى » ، « شيخ محمد حسن نجفى » ، ( صاحب جواهر ) و « شيخ انصارى » بر ضد اخبارىگرى ، علم اصول فقه به تدريج به اوج كمال خود رسيد .
برخى از كتابهايى كه در اين دوره تاليف شد ، عبارتاند از :
1 . « الفوائد الحائرية » تأليف وحيد بهبهانى ؛
2 . « قوانين الاصول » اثر ميرزاى قمى ؛
3 . « مفاتيح الاصول » اثر احمد بن محمد مهدى نراقى ؛
4 . « الفصول فى علم الاصول » ، نوشته شيخ محمد حسن بن عبد الرحيم ؛
5 . « فرائد الاصول » ، اثر شيخ مرتضى انصارى ؛
6 . « كفاية الاصول » ، نوشته آخوند خراسانى .
گرجى ، ابو القاسم ، تاريخ فقه و فقها ، ص 1 و ( 335 - 305 ) .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص ( ج - ع ) .
صدر ، محمد باقر ، المعالم الجديدة للاصول ، ص ( 89 - 46 ) .
شهابى ، محمود ، تقريرات اصول ، ج 1 ، ص 14 .
حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 41 .
تاريخچه استصحاب
مباحث پيرامون پيدايش و ماهيت استصحاب اصل استصحاب از اصول عملى است . اين اصطلاح در كلمات معصومان عليهم السّلام وجود ندارد ، اما مفاد و معناى آن در روايات موجود است ، چنانكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « فليطرح الشك و ليبن على ما استيقن » . همچنين از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه : « لا تنقض اليقين ابدا بالشك » .
اين قاعده با اسم خاص آن در كتابهاى قدماى از فقهاى تشيع و تسنن وجود دارد ؛ كتابهايى همچون : « الذريعة » سيد مرتضى ، « عدّة الاصول » شيخ طوسى و « المعتبر » محقق ، از علماى شيعه ، و « المستصفى » غزالى و « الاحكام فى اصول الاحكام » آمدى ، از اهل سنت .
در مورد اينكه استصحاب از ادله عقلى يا شرعى و يا از امارات عقلايى است ، اختلاف وجود دارد ؛ بيشتر قدماى اصولى شيعه آن را از ادله عقلى دانستهاند . ولى بيشتر متأخران ، آن را حجت شرعى ، و برخى همچون امام خمينى آن را از امارات عقلايى مىدانند .
همچنين در اينكه استصحاب ، اماره و يا از اصول عملى است ، اختلاف وجود دارد و كسانى كه آن را اماره دانستهاند ، در اينكه اماره شخصى يا نوعى است ، و كسانى كه آن را اصل عملى مىدانند ، در اينكه از اصول عملى محرز يا غير محرز است ، اختلاف دارند . برخى نيز استصحاب را قاعده فقهى مىدانند ، ولى بيشتر متأخران آن را از اصول عملى محرز دانستهاند و به همين دليل آن را « عرش الاصول و فرش الامارات » مىنامند .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 544 .
كوثرانى ، محمود ، الاستصحاب فى الشريعة الاسلامية ، ص ( 29 - 23 ) .
تاريخچه اصول عملى
مباحث پيرامون پيدايش و سير تحوّل اصول عملى تاريخچه اصول عملى ، عبارت است از تبيين مراحل پيدايش اصول عملى و تحول آن در بستر زمان .
توضيح :
روشى كه در فقه شيعه براى استنباط احكام به كار گرفته مىشود مبتنى بر دو پايه بوده و در دو مرحله انجام مىگيرد :
1 . در مرحله اول ، فقيه از دليل حكم شرعى جستوجو مىنمايد ؛
2 . در مرحله دوم ، وقتى از دستيابى به دليل حكم شرعى نااميد مىشود درصدد تشخيص وظيفه در مقام عمل و رهايى مكلف از سرگردانى برمىآيد .
اين روش استنباطى با روش استنباطى علماى عامه تفاوت