اقل و اكثر تدريجى
دو فعل اقلّ و اكثر داراى اجزا و شرايط تدريجى الوجود اقل و اكثر تدريجى ، مقابل اقل و اكثر دفعى بوده و عبارت است از دو فعلى كه در مقام تعلق تكليف لحاظ گرديده و در مجموعهاى از اجزا و شرايط باهم اشتراك دارند ، ولى يكى از آنها اجزا و يا شرايط بيشترى دارد و اجزا و شرايط تشكيلدهنده هر دو به تدريج محقق مىگردد ، مانند اينكه مكلف ، به شرطيت طهارت در نماز علم دارد ، ولى شك مىكند كه اين طهارت از طريق دو شستوشو شستوشوى صورت و دستها و دو مسح ( مسح سر و پا ) حاصل مىشود يا علاوه بر اينها شرط ديگرى نيز دارد ( البته در صورت اعتقاد به اينكه طهارت در وضو و غسل به تدريج حاصل مىگردد ، نه اينكه بعد از پايان وضو به يكباره به وجود آيد ) .
خمينى ، روح اللّه ، انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية ، ج 2 ، ص 317 .
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 3 ، ص ( 402 - 401 ) .
خمينى ، روح اللّه ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 363 .
اقل و اكثر دفعى
دو فعل اقلّ و اكثر داراى اجزا و شرايط دفعى الوجود اقل و اكثر دفعى ، مقابل اقل و اكثر تدريجى مىباشد و آن ، دو فعلى است كه در مقام تعلق تكليف لحاظ گرديده و در مجموعهاى از اجزا و شرايط باهم اشتراك دارند ، ولى يكى از آنها اجزا و يا شرايط بيشترى دارد ، و اجزا و شرايط تشكيلدهنده هر دو به يكباره محقق مىگردد نه به تدريج ، مانند اين كه شخص شك كند آيا كفاره واجب بر او ، عتق مطلق رقبه بوده يا عتق رقبة مؤمنه ، زيرا عتق از امور دفعى الحصول است .
خمينى ، روح اللّه ، انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية ، ج 2 ، ص 317 .
خمينى ، روح اللّه ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 363 .
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 2 ، ص ( 402 - 401 ) .
اقل و اكثر غير ارتباطى
ر . ك : اقل و اكثر استقلالى
الّا
لفظ دلالتكننده بر يكى از سه معناى وصفى ، استثنايى و حصرى « الّا » بر سه نوع است :
1 . « الّا » وصفى : و آن در موردى است كه براى ما قبل خودش صفت واقع مىشود ؛ در اين حالت ، الّا هميشه به معناى « غير » استعمال مىگردد .
از اين « الا » در مفهوم حصر و استثنا بحث نمىشود ؛
2 . « الّا » ى استثنايى : كه بر اخراج « مستثنى منه » از شمول حكم « مستثنى » دلالت مىكند ؛
3 . « الّا » ى حصرى : به معناى « الا » يى است كه در كلام منفى و بعد از ادات نفى آورده مىشود و افاده حصر مىنمايد ؛ اين « الّا » در واقع ، به قسم دوم برمىگردد .
در مورد « الّا » ى استثنايى ، در اصول ، سه بحث مطرح است :
1 . آيا استثناى از نفى ، دلالت بر اثبات ، و استثناى از اثبات ، دلالت بر نفى مىنمايد يا خير ؟ علماى اصول در اينكه استثناى از نفى ، اثبات است و استثناى از اثبات ، نفى ، اتفاق نظر دارند و فقط « ابو حنيفه » مخالف است ؛
2 . آيا استثنا ، بر حصر دلالت دارد يا نه ؟ براى مثال ، آيا از جمله « ما جاءنى القوم الا زيد » استفاده مىشود كه آمدن ( مجىء ) ، به زيد اختصاص دارد ؟
درباره دلالت استثنا بر حصر ، ادعاى تبادر شده است ؛
3 . آيا دلالت « الّا » ى استثنايى بر حصر ، مربوط به منطوق جمله است يا مفهوم آن ؟ بعضى گفتهاند : اين دلالت از منطوق كلام فهميده مىشود ، ولى بيشتر اصولىها معتقدند اين دلالت به مفهوم مربوط مىشود ؛ يعنى « الّا » براى مطلق اخراج و استثنا وضع شده ، كه لازم بيّن به معناى اخص آن اين است كه « مستثنى منه » از شمول حكم « مستثنى » خارج است .
نكته :
در برخى موارد ، به وسيله قرائن خاص ثابت مىشود كه « الّا » وصفى يا استثنايى است ، گاهى نيز هيچگونه قرينهاى در كلام نيست ؛ در چنين صورتى ، مرحوم « مظفر » اعتقاد دارد اصل در كلمه « الّا » آن است كه استثنايى باشد و وصفى بودن آن به قرينه نياز دارد .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 140 .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، ص ( 510 - 505 ) .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص ( 75 - 70 ) .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 128 - 127 ) .
التزامات عقلائيه
ر . ك : سيره عقلا
التزامات متشرعيه
ر . ك : سيره متشرعه
التزام واضع
ر . ك : تعهد واضح
التماس
درخواست از فرد همرتبه التماس عبارت است از درخواست شخص از فردى كه همرتبه او مىباشد .
برخى در تحقق « التماس » ، نبودن استعلا را شرط دانستهاند ؛ بنابراين ، اگر طلبكننده ، حالت استعلا به خود بگيرد ، هرچند در واقع رتبه و مقام وى با فردى كه از او