نماز با « حرمت ترك نماز » ملازم است ، معناى اين ادعا آن است كه بين دو حكم « حرمت » و « وجوب » ملازمه است ، بهگونهاى كه وجوب نماز به اقتضاى تلازمى ، بر حرمت ترك آن ، دلالت مىنمايد .
التزام در اقتضا ، هم التزام به نحو بيّن بمعنى الاخص و هم التزام به نحو بيّن بمعنى الاعم را شامل مىشود .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 455 .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 2 ، ص 465 .
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 360 .
صاحب معالم ، حسن بن زين الدين ، معالم الدين و ملاذ المجتهدين ، ص 66 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 422 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 6 ، ص 21 .
اقتضاى ثبوتى
تأثير در ثبوت واقعى شىء اقتضاى ثبوتى ، مقابل اقتضاى اثباتى بوده و عبارت است از استعمال اقتضا در موردى كه مقتضى ، علت براى ثبوت واقعى شىء مىباشد ، مثل اينكه گفته شود : انجام مأمور به ، در خارج ، اقتضاى سقوط امر عدم ثبوت آن را دارد .
در اين مثال ، كلمه « اقتضا » به معناى عليت و تأثير در ثبوت واقعى شىء ، به كار رفته است .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 110 .
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 2 ، 1 ، ص 360 .
اصفهانى ، محمد حسين ، نهاية الدراية فى شرح الكفاية ، ج 1 ، ص 146 .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 315 .
اقتضاى شأنى
قابليت دلالت چيزى بر چيزى اقتضاى شأنى ، مقابل اقتضاى فعلى بوده و در جايى است كه يك چيز شأنيت دلالت بر چيزى را داشته باشد و براى آنكه اين شأنيت به فعليت برسد ، به قرينه و عدم مانع نياز است .
« ميرزا حبيب اللّه رشتى رحمه اللّه » اقتضاى شأنى را در بحث الفاظ به كار برده و آن را بر پذيرش مبناى « ذاتى بودن علاقه بين لفظ و معنا » مترتب دانسته است .
رشتى ، حبيب اللّه بن محمد على ، بدائع الافكار ، ص 35 .
اقتضاى عقلى
تأثير در ثبوت واقعى يك شىء به حكم عقل اقتضاى عقلى ، مقابل اقتضاى لفظى و به معناى استعمال اقتضا ، در معناى عليت و تأثير در ثبوت واقعى شىء است كه بدون دخالت لفظ ، صورت مىگيرد ، مانند ديدگاه گروهى از اصوليون در بحث « اقتضاى امر به شىء از نهى از ضد آن » كه اين اقتضا و استلزام را عقلى دانسته و مىگويند : امر به شىء ، به حكم عقل ، مقتضى نهى از ضد عام است و ربطى به عالم الفاظ ندارد ؛ يعنى ملازمه مورد بحث ، از نوع بيّن بالمعنى الاخص نيست تا اقتضا لفظى باشد ، بلكه يا بيّن بالمعنى الاعم است و يا غير بيّن كه در هر دو صورت ، اقتضا به حكم عقل است .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 275 .
خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 2 ، ص 23 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص ( 454 - 453 ) .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 110 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 6 ، ص 22 .
اقتضاى عينى
عينيت و دلالت مطابقى يك شىء بر شىء ديگر اقتضاى عينى ، مقابل اقتضاى تضمنى و التزامى بوده و در جايى است كه مقصود از اقتضا ، عينيت باشد ، مانند اينكه كسى ادعا كند امر به شىء ، عين نهى از ضد آن است ، به اين معنا است كه براى مثال ، وقتى مولا مىگويد : « يجب عليك الصلاة » ، عين اين است كه بگويد : « يحرم عليك ترك الصلاة » .
به عبارت ديگر ، مقصود از عينيت ، همان است كه از آن به دلالت مطابقى تعبير مىشود و معناى آن دلالت لفظ بر تمام معناى موضوع له است .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 2 ، ص 422 .
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 2 ، 1 ، ص 360 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 160 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 6 ، ص 21 .
اقتضاى فعلى
فعليت داشتن دلالت چيزى بر چيزى اقتضاى فعلى ، مقابل اقتضاى شأنى بوده و به اين معنا است كه دلالت چيزى بر چيزى فعليت داشته باشد و متوقف بر قرينه يا عدم مانع نباشد .
براى مثال ، « ميرزا حبيب اللّه رشتى رحمه اللّه » در كتاب « بدائع الافكار » مصداق اقتضاى فعلى را دلالت لفظ بر معنا ، بنا بر مبناى وضعى بودن علاقه بين لفظ و معنا » دانسته است . « 1 »
اقتضاى لفظى
دلالت بر چيزى به وسيله لفظ اقتضاى لفظى ، مقابل اقتضاى عقلى مىباشد و آن ، اقتضا در معناى دلالت لفظى است ؛ يعنى لفظ ، بر چيزى دلالت كند ، مانند : ديدگاه گروهى از اصوليون در بحث « اقتضاى امر به
هامش
( 1 ) . رشتى ، حبيب اللّه بن محمد على ، بدائع الافكار ، ص 35 .