مجاهد ، محمد بن على ، مفاتيح الاصول ، ص 80 .
استعمال لفظ در نوع
اطلاق لفظ و اراده نوع آن يكى از اقسام استعمال لفظ در لفظ ، استعمال لفظ در نوع مىباشد كه به معناى اطلاق لفظ و اراده نوع آن است ، مانند :
كلمه « زيد » در جمله « زيد لفظ » ؛ به اين معنا كه لفظ زيد در كلام هركسى و با هر كيفيتى كه باشد ( مبتدا ، فاعل ، مفعول و . . . ) عنوان لفظ برآن صادق است و حتى خود اين « زيد » كه از دهان متكلم خارج مىشود لفظ است . در اين صورت ، گفته مىشود لفظى اطلاق شده و نوع آن اراده شده است ؛ يعنى متكلم با آوردن يك فرد ، كلى طبيعى را در ذهن احضار كرده است .
در اينباره ميان اصوليون اختلافنظر وجود دارد :
1 . برخى همچون مرحوم « بروجردى » و « خويى » معتقدند استعمال لفظ در نوع از باب استعمال نيست ؛ « 1 »
2 . برخى ديگر مانند مرحوم « آخوند خراسانى » آن را از باب استعمال مىدانند . « 2 »
نكته :
مرحوم « آخوند » براى استعمال لفظ و اراده نوع ، به مثالى اشاره كرده كه شامل خود مثال نمىشود ، ولى موارد ديگر را در برمىگيرد ، مثل اينكه گفته شود : « ضرب فعل ماض » ، كه اين « ضرب » حكايتگر تمام « ضرب » ها است . كه فعل ماضى مىباشد ، اما شخص اين « ضرب » اى كه در جمله استعمال شده ، فعل ماضى نيست ، بلكه مبتدا است و اگر فعل ماضى بود نمىتوانست مبتدا واقع شود .
بروجردى ، حسين ، نهاية الاصول ، ص 32 .
اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 22 .
نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 30 .
آذرى قمى ، احمد ، تحقيق الاصول المفيدة فى اصول الفقه ، ص 171 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 75 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 1 ، ص ( 543 - 541 ) .
استعمال لفظ در يك معنا
ر . ك : استعمال لفظ در معناى واحد
استعمال لفظ مشترك در مجموع معانى
ر . ك : استعمال لفظ در معانى حقيقى
استعمال لفظ مفرد در اكثر از معنى
ر . ك : استعمال لفظ مفرد در معانى متعدد
استعمال لفظ مفرد در معانى متعدد
ر . ك : استعمال لفظ در معانى متعدد .
استعمال متشرعه
به كارگيرى لفظ در معنايى خاص توسط اهل يك شريعت استعمال متشرعه ، به معناى به كارگيرى لفظ در لسان اهل شريعتى معين ( عرف متشرعه ) براى بيان معنايى خاص مىباشد .
نكته :
استعمال متشرعه تابع استعمال شرعى است ؛ يعنى وقتى لفظى در عرف متشرعه در معنايى ( حقيقى يا مجازى ) به كار رفته بود ، حكايت از آن دارد كه در لسان شارع نيز آن لفظ در آن معنا به كار رفته است .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 169 .
فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص 96 .
استعمال مجازى
استعمال لفظ در غير معناى موضوع له با قرينه و وجود مناسبت استعمال مجازى ، به معناى استعمال لفظ در غير معناى موضوع له ، به سبب وجود قرينه و مناسبت بين معناى موضوع له و معناى غير موضوع له مىباشد ، مانند : استعمال لفظ « اسد » در « انسان شجاع » با قرينه و مناسبت « شباهت در شجاعت » .
بنابراين ، استعمال لفظ در معناى غير موضوع له افزون بر مناسبت ، به قرينه احتياج دارد .
در اينكه ملاك صحت استعمال مجازى چيست ، ميان اصوليون اختلاف است ؛ مشهور ، ملاك صحت اين استعمال را وضع ، و به بيان ديگر ، اجازه و ترخيص واضع با ملاحظه علاقات مذكور در علم بيان مىدانند .
اما برخى ديگر مانند مرحوم « آخوند » ملاك صحت استعمال را پسنديدن طبع انسان مىدانند ، چه اين علاقه بين معناى مجازى و حقيقى از انواع علايق منصوص باشد و چه نباشد ؛ بنابراين ، صحت استعمال ، به طبع و ذوق بستگى دارد و استعمالى كه مورد پسند ذوق سليم و طبع مستقيم قرار گيرد ، استعمال صحيح مىباشد .
نيز ر . ك : مجاز .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 82 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 28 .
آذرى قمى ، احمد ، تحقيق الاصول المفيدة فى اصول الفقه ، ص 163 .
بروجردى ، حسين ، نهاية الاصول ، ص 28 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، مباحث اصولى ، ص 313 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 17 .
اسنوى ، عبد الرحيم بن حسن ، التمهيد فى تخريج الفروع على الاصول ، ص 200 .
هامش
( 1 ) . مهريزى ، مهدى ، كتابشناسى اصول فقه شيعه ، ج 1 ، ص 10 .
( 2 ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 29 .