فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 77 .
خمينى ، روح اللّه ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 1 ، ص 112 .
نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 30 .
آذرى قمى ، احمد ، تحقيق الاصول المفيدة فى اصول الفقه ، ص ( 181 - 171 ) .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 29 .
بروجردى ، حسين ، نهاية الاصول ، ص 32 .
استعمال لفظ در لفظ
اطلاق لفظ و اراده لفظ بدون قصد معنا استعمال لفظ در لفظ ، عبارت است از به كار بردن لفظ و اراده آن بدون قصد معنا ، مانند : « زيد لفظ » كه در آن ، از زيد ، لفظ « زيد » اراده شده است ، نه معناى آنكه يك انسان با خصوصيات خارجى است .
استعمال لفظ در لفظ ، چهار صورت دارد :
1 . اطلاق لفظ و اراده شخص آن ؛
2 . اطلاق لفظ و اراده نوع آن ؛
3 . اطلاق لفظ و اراده صنف آن ؛
4 . اطلاق لفظ و اراده مثل آن .
در مورد استعمال لفظ در لفظ ، مبانى مختلفى وجود دارد :
برخى همچون مرحوم « بروجردى » و « خويى » معتقدند استعمال لفظ در لفظ از باب استعمال نيست . « 1 » برخى ديگر مانند مرحوم « آخوند خراسانى » ، استعمال لفظ در شخص را از باب استعمال نمىدانند ؛ بر خلاف سه نوع ديگر كه آنها را از باب استعمال مىدانند . « 2 »
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 96 .
آذرى قمى ، احمد ، تحقيق الاصول المفيدة فى اصول الفقه ، ص ( 172 - 171 ) .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 75 .
شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 60 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 27 .
اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 22 .
استعمال لفظ در مثل
اطلاق لفظ و اراده مثل آن بدون قصد معنا استعمال لفظ در مثل ، از اقسام استعمال لفظ در لفظ مىباشد و عبارت است از اطلاق لفظ و اراده مثل آن بدون اراده معنا ، مانند اينكه گفته شود : « زيد » در جمله « ضرب زيد » فاعل است ، و فقط لفظ « زيد » موجود در اين جمله قصد شود ، نه در همه جملات مشابه آن .
توضيح :
اگر شخصى يك جمله خبرى واقعى را بيان كند ، براى مثال ، بگويد : « ضرب زيد » و شنونده درصدد تجزيه و تركيب اين جمله برآيد ، توجه خود را صرفا به آن جمله خاص معطوف نموده و مىگويد : « زيد » در جمله ، عنوان فاعلى دارد ؛ يعنى وى لفظ « زيد » را در « زيد » آن جمله خاص استعمال مىنمايد ؛ به بيان ديگر ، وقتى مىگويد : زيد در جمله مذكور فاعل است ، با زبان خويش كلمه زيد را در زيد آن مخبر و متكلم به كار برده است .
درباره استعمال لفظ در مثل ، ميان اصولىها اختلاف است ؛
برخى همچون مرحوم « بروجردى » و « خويى » معتقدند استعمال لفظ در مثل از باب استعمال نيست « 1 * » ، و برخى ديگر همچون مرحوم « آخوند خراسانى » آن را از باب استعمال مىدانند . « 2 * »
بروجردى ، حسين ، نهاية الاصول ، ص 32 .
اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 22 .
آذرى قمى ، احمد ، تحقيق الاصول المفيدة فى اصول الفقه ، ص 171 .
خمينى ، روح اللّه ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 1 ، ص 109 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 1 ، ص ( 543 - 541 ) .
استعمال لفظ در معانى حقيقى
اطلاق لفظ و اراده معانى حقيقى آن بهطور مستقل استعمال لفظ در معانى حقيقى ، از اقسام استعمال لفظ در معانى متعدد مىباشد و عبارت است از اطلاق لفظ مشترك و اراده بيش از يك معنا از آن و يا اراده همه معانى آن بهطور جداگانه . از آنجا كه لفظ مشترك براى هريك از معانى خود به صورت جداگانه وضع شده است ، پس استعمال لفظ مشترك در بيش از يك معنا ، همان استعمال لفظ در معانى حقيقى است ، مثل : استعمال لفظ « عين » و اراده چشم ، چشمه و طلا كه هر سه ، معناى حقيقى آن مىباشد ؛ يعنى لفظ « عين » ، مشترك لفظى در اين معانى است .
اسنوى ، عبد الرحيم بن حسن ، التمهيد فى تخريج الفروع على الاصول ، ص ( 181 - 176 ) .
اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 53 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 39 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 53 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 2 ، ص 439 .
مجاهد ، محمد بن على ، مفاتيح الاصول ، ص 23 .
مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 36 .
حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 140 .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 207 - 205 ) .
هامش
( 1 ) . بروجردى ، حسين ، نهاية الاصول ، ص 32 .
( 2 ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 30 .
( 1 * ) . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 96 .
( 2 * ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 30 .