تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢

علم :

شناخت معلوم همانگونه كه در عالم خارج است يا اعتقاد قطعى كه از روى دليل مطابق واقع است يا ملكه‌اى كه اساس تبيين قواعد است .

علم ضرورى :

آنچه كه از روى نظر و استدلال ثابت نشده است .

علم كسبى :

متوقف بر نظر و استدلال است .

غفلت :

عدم تصور همراه با بودن مقتضاى آن .

فرع :

آنچه كه در زيرمجموعه أصل كلى قرار مىگيرد .

فقه :

شناخت احكام شرعى كه از طريق اجتهاد صورت مىگيرد .

قرينه :

آنچه كه بر چيزى بدون وضع دلالت مىكند .

كسبى :

علمى كه تحصيل آن با قدرت حادثه مقدور است .

كلام نفسى :

معناى قائم به نفس .

مباح :

انجام و ترك آن موجب پاداش و يا انجام و ترك آن موجب مجازات نيست .

محظور :

آنچه كه ترك آن موجب ثواب و انجام آن موجب مجازات است .

معرفت :

علم به معناى ظن است .

ملاقيح :

جنينى كه در شكم مادر است .

منقول :

لفظى كه معناى متعددى دارد و نقل در بين آنها فاصله انداخته و معناى اول آن موردنظر نيست .

نسبت تامه :

ارتباط يكى از طرفين با ديگرى به گونه‌اى كه سكوت بر آن چه ايجابى يا سلبى درست باشد .

نسيان :

زوال صورت از مدركه و حافظه كه براى حصول آن نياز به سبب جديد است .

نظر :

فكر : حركت نفس در معقولات .