نفى الجواز :
در حقيقت براى تحريم است گاهى بر رفع حرج اطلاق مىشود .
يجوز :
هرگاه به عقود نسبت داده شود به معناى صحت است و هرگاه به أعمال نسبت داده شود به معناى حليت است .
ينبغى -
لا ينبغى : ينبغى اكثرا در مندوب و وجوب به كار برده مىشود و به وسيله قرينه بر يكى از آنها حمل مىشود و گاهى براى جواز و ترجيح به كار برده مىشود .
لا ينبغى :
گاهى براى تحريم يا كراهت به كار مىشود .
إجزاء :
حصول امتثال و پيروى به سبب آن و برائت ذمه به سبب آن است .
إجتهاد :
بهكارگيرى توان براى رسيدن به هدف .
إرسال :
رهاكردن .
إستخبار :
آگاهى جستن ، كلامى كه بر درخواست حاصل شدن صورت چيزى در ذهن بهگونهاى كه حاصل مىشود دلالت كند .
استدلال :
طلب دليل كردن .
إشفاق :
انتظار رنج و سختى را داشتن .
إلتماس :
درخواست از كسى كه در رتبه و مقام با درخواستكننده يكسان باشد .
إمتثال :
انجام مأموربه ، بهگونهاى كه آن را محقق سازد .
إنذار :
ابلاغ و ترساندن و هشدار دادن .
بديهى :
آنچه كه بدون كمك خواستن از حواس و به محض تفكر ثابت مىشود .
تأليف :
نهادن چيزها در كنار هم خواه اينكه مرتب باشند يا نه .
تخييل :
حركت نفس در محسوسات .
ترجى :
انتظار چيزى كه اعتمادى به دستيابى به آن نيست .