تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠

نفى الجواز :

در حقيقت براى تحريم است گاهى بر رفع حرج اطلاق مىشود .

يجوز :

هرگاه به عقود نسبت داده شود به معناى صحت است و هرگاه به أعمال نسبت داده شود به معناى حليت است .

ينبغى -

لا ينبغى : ينبغى اكثرا در مندوب و وجوب به كار برده مىشود و به وسيله قرينه بر يكى از آنها حمل مىشود و گاهى براى جواز و ترجيح به كار برده مىشود .

لا ينبغى :

گاهى براى تحريم يا كراهت به كار مىشود .

إجزاء :

حصول امتثال و پيروى به سبب آن و برائت ذمه به سبب آن است .

إجتهاد :

به‌كارگيرى توان براى رسيدن به هدف .

إرسال :

رهاكردن .

إستخبار :

آگاهى جستن ، كلامى كه بر درخواست حاصل شدن صورت چيزى در ذهن به‌گونه‌اى كه حاصل مىشود دلالت كند .

استدلال :

طلب دليل كردن .

إشفاق :

انتظار رنج و سختى را داشتن .

إلتماس :

درخواست از كسى كه در رتبه و مقام با درخواست‌كننده يكسان باشد .

إمتثال :

انجام مأموربه ، به‌گونه‌اى كه آن را محقق سازد .

إنذار :

ابلاغ و ترساندن و هشدار دادن .

بديهى :

آنچه كه بدون كمك خواستن از حواس و به محض تفكر ثابت مىشود .

تأليف :

نهادن چيزها در كنار هم خواه اينكه مرتب باشند يا نه .

تخييل :

حركت نفس در محسوسات .

ترجى :

انتظار چيزى كه اعتمادى به دستيابى به آن نيست .