تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩

ت

تابع :

شخصى كه به همراه شخص ديگرى است و به فرمان او عمل مىكند و رأى مستقلى ندارد مانند سرباز به همراه فرمانده و مرئوس به همراه رئيس . ص / 85 ، إبراهيم / 36

تابعى :

كسى كه پيامبر اسلام را ملاقات نكرده ولى صحابه آن حضرت را درك كرده و بر اسلام مرده باشد . توبه / 100

تأبين :

ذكر محاسن و آثار نيكوى مرده در كنار قبرش پس از مرگ .

تأبير :

تلقيح درختان خرما .

تأجيل :

تعيين وقت معين در آينده براى اداى حق .

تأديب :

واداركردن ولى ( سرپرست ) مولىعليه را بر انجام كارى نيكو تا آن كار ملكه او شود .

تافه :

اندك يا كم‌ارزش .

تأقيت ( توقيت )

: مقرركردن زمان انجام تعهد و يا اداى دين .

تأميم :

إنتقال مالكيت خصوصى كه نفع همگانى دارد به مالكيت گروهى و جمعى ، ملىكردن شركتها و كارخانه‌هاى خصوصى .

تأمين :

بيمه ، اشتراك عده زيادى از مردم در پذيرش خسارت و خطر از كسى كه متحمل خسارت مىشود و بر دو نوع است : تجارى ، تعاونى .

بيمه تجارى :

عقدى است كه يكى از طرفين بيمه‌كننده با بيمه‌شده بر سر مبلغى توافق مىكنند كه در هنگام تحقق شرط يا سررسيد آن مبلغ را بپردازد .

بيمه تعاونى :

كه بيمه تبادلى هم ناميده مىشود ، عقدى است كه در بين گروهى از مردم براى كمك به كسى كه دچار خسارت شده منعقد مىشود .

تأمين :

آمين گفتن .

تأويل :

عدول لفظ از معناى ظاهر به معناى ديگر كه احتمال آن معنا را دارد با دليل . نساء / 59 ، آل عمران / 7

تبر :

شمش طلا و نقره .