تبذير :
خرجكردن مال در راه حرام كم يا زياد ، خرجكردن مال در غير از محلى كه در نزد عقلا مشهور است . إسراء / 26
تبرّج :
زنى كه بهطور عمدى زينت و اندامهاى خود را به مردان نشان دهد . أحزاب / 33
تبرّع :
مالك شدن چيزى بدون حق و عوض .
تبرى :
اظهار برائت نسبت به فعل ، حكم يا وصف . يوسف / 53 ، بقره / 167
تبرك :
درخواست ثبوت خير و بركت خدايى در چيزى .
تبعه :
مسئوليت ، ضمانت .
تبنّى :
فرزندخواندگى . احزاب / 4
تبعيض :
معلوم داشتن اجزاى صفقه .
تبييت :
نيت آوردن روزه رمضان در شب .
تبيع :
گوساله نر يا ماده يكساله .
چون از مادرش جدا نمىشود .
تتابع :
پىدرپى آمدن بدون فاصله .
تترس :
سنگر گرفتن ، سپر قرار دادن عدهاى از مسلمانان در جنگ به وسيله كفار .
تتريب :
خاك ريختن بر چيزى .
تثاؤب :
خميازه كشيدن .
تثويب :
دعوت به نماز كه بر دو قسم است : گفتن « الصلاة خير من النوم » در أذان صبح 2 - گفتن « حى على الصلاة » قبل از إقامه نماز .
تجارت :
خريدوفروش به قصد سود بردن و انتفاع . جمعه / 11
تجربه :
آزمايش ، صلاحيت چيزى كه داراى حكم و آثارى است .
تجزى در اجتهاد :
پيداكردن نيروى استنباط و اجتهاد در پارهاى از احكام .
تجسس :
پيگيرى اخبارى كه براى دشمن مفيد است . از گناهان كبيره است . حجرات / 13
تحاصّ :
تقسيمكردن سهم .
تحالف :
داراى دو معنى است ، 1 - سوگند دادن قاضى طرفين دعوا را 2 - پيمان بستن ، سوگند خوردن بر بطلان ادعاى يكديگر .
مائده / 89
تحبيس :
حبسكردن مال جهت احسان و نيكى . مائده / 106