إيواء :
سكنى دادن شخصى در زير سقفى كه خود در آن زندگى مىكند . أنفال / 26 ، كهف / 10
ب
بائن :
جدا شدن بر دو قسم است :
بينونت صغرى و بينونت كبرى .
بئر معطن :
چاهى كه براى سيراب كردن شتران حفر شده باشد .
بئر ناضح :
چاهى كه با شتر از آن آب مىكشند .
بخر :
بوى دهن .
باضعه :
زخم عميقى در پوست سر كه عمق آن كمتر از جراحت « سمحاق » است .
باغى :
كسى كه بر حكومت اسلامى خروج كند .
بدعت :
امرى مرتبط با امور شرعى كه در شريعت اسلامى نتوان براى آن اصلى يافت .
بدنه :
يك نفر شتر .
به دو :
باديهنشين ، داراى احكامى است : 1 - سفر و اقامت ، رخصت در سفر ، وجوب نماز جمعه ، وقت ذبح قربانى ، امامت باديهنشين براى شهرى ، گواهى باديهنشين براى شهرى . حج / 25
بدل :
در معاملات معوض هريك از عوضين را بدل مىگويند ، مثلا بيع بدل ثمن است و ثمن بدل بيع ، عوض .
بدل :
چيزى كه جايگزين ديگرى مىشود ، ثمن ، بدل در بيع است چه مال يا پول ، عوض بدلى است كه از آن استفاده مىشود هرچيزى كه باشد .
بدل حيلوله :
هرگاه غاصب نتواند مال غصبى را به مالكش برگرداند بايد بدل و عوض آن را به صاحبش بدهد كه آن را بدل حيلوله مىگويند .
برائت :
خالى بودن از چيزى ، دورىكردن از چيزى كه از مجاورت آن بيزار است ، جدا شدن ، خارج شدن ، پاكى ذمهء افراد در برابر تعهد .
اقسام برائت : برائت از دين ، رحم ، تهمت ، ذمه . نساء / 112 ، توبه / 1