2 - نوعى استنتاج مستقيم كه مثلا از يك قضيّهء موجبهء كليّه كه صادق باشد ، صدق موجبهء جزئيّه آن را استخراج كنيم .
Subalterns
متداخلان
Subalternate
داخل در تحت . . .
Subcontrary
داخل در تحت تضاد
Subject
موضوع يعنى آن جزء از قضيّه كه وصفى براى آن اثبات شود يا از آن سلب شود . يا داخل بودن آن در مصاديق يك مفهوم ، يا خارج بودن آن از مصاديق آن مفهوم بيان شود .
در صورتى وصفى براى موضوع اثبات يا از آن سلب مىشود كه مراد ، مفهوم و معنى محمول باشد . در صورتى كه اندراج موضوع در بين مصاديق محمول ( در قضاياى موجبه ) و عدم اندراج آن ، در بين مصاديق محمول ( در قضاياى سالبه ) در وقتى است كه مراد از محمول ، مصاديق آن باشد .
Substance
1 - جوهر
2 - حقيقت و ماهيّت
Substantial
جوهرى
Substantial form
صورت جوهرى ، حقيقت و ماهيّت
Summative induction
استقراء تامّ
Summum genus
جنس عالى
Supposition
1 - فرض كردن
2 - فرض
3 - مدلول لفظ ( در اصطلاح قرون وسطائيان ) و آن بر دو قسم است : يكى مدلول مادى
( material )
كه مربوط به خود لفظ است ( مثال :
فيلسوف مركب از شش حرف است ) . ديگر
( formal )
كه در واقع همان معنىمدلول صورى
لفظ است ( مثال : فيلسوف كسى است كه در شناخت حقايق اشياء تنها به عقل استناد مىجويد ) .
Supreme genus
جنس عالى
Suspense of judgement
تعليق حكم ، خوددارى از حكم