Syllogism
قياس
Syllogism per absurde
قياس خلف
Syllogism per causa
قياس لمّى
Syllogistical
قياسى ، متضمّن قياس ، مربوط به قياس
Syllogistic inference
استنتاج قياسى
Symbol
نماد
Synonym
1 - مترادف
2 - مشترك معنوى يعنى متواطى ( در اصطلاح ارسطو ) . ( مانند حيوان كه مشترك معنوى است بين انسان و گاو و اسب و بلبل ) .
Synthesis ( / - analysis )
تركيب
سير ذهن از مبادى معلوم به طرف آنچه اثبات آن مطلوب است .
T
Tautology
1 - قضيّهاى كه موضوع و محمول آن عينا يكى باشد . يعنى اينهمانى كامل بين آن دو برقرار باشد .
خواه لفظ محمول ، عين لفظ موضوع باشد ، خواه نباشد . ( مانند انسان انسان است . انسان بشر است ) كه مفيد هيچ علم تازهاى نيست . و به همين جهت مىگويند « حمل شىء بر نفس نشايد » . ( در مورد قضيّهء « انسان بشر است » تنها اين مطلب معلوم مىشود كه « انسان » و « بشر » دو لفظ مترادف هستند . اما در شناخت مفهوم انسان هيچ تغييرى داده نمىشود . )
2 - نوعى سفسطه كه در آن قضيّهاى را بوسيلهء خود آن به اثبات مىرسانند . يعنى نتيجه را به خود ثابت مىكنند كه دورى است فاسد ( - مصادرهء به مطلوب ) .
معنى نخست عبارت است از تعريف شىء به نفس و معنى دوم عبارت است از اثبات شىء به نفس . و از هردو مىتوان به « همانگويى » و « تكرار مكرّر » و « تكرار بىحاصل » تعبير كرد .
3 - معنى سوم معنيى است كه ويتگنشتاين براى آن پيشنهاد كرده است . و آن عبارت است از قضيّهء مركبى كه در هرحال صرفنظر از محتواى آن صادق باشد . مانند « الف يا ب است يا ب نيست » [ و اين مبتنى بر اين اصل است كه بين نفى و اثبات واسطهاى نيست ] .
اين معنى بوسيلهء حوزهء وين و مخصوصا بوسيله
M . R . Carnap
كاربرد بسيار يافته است .