Action ( / - Passion )
فعل ( يكى از مقولات عشر )
Actual
بالفعل
Adequate
1 - مطابق ، موافق
( مثلا صورت ذهنى ما كاملا مطابق شىء خارجى است ) .
2 - تامّ و كامل در اصطلاح اسپينوزا ( بعنوان صفت براى تصوّر ) .
A Dicto Secundum quid ad
dictum
نوعى مغالطه كه از آنچه به نحو مقيّد و محدود صحيح است ، نتيجهاى مطلق و عامّتر گرفته شود .
( مثلا از اينكه فلان رژيم غذايى براى فلان مزاج مناسب است ، نتيجه بگيرند كه آن رژيم براى هر مزاجى مناسب است ) .
Affirmation
ايجاب
Affirmation of the consequent
مغالطه با وضع تالى
Alogic
ماوراء منطق ، خارج از حيطهء منطق ، بيرون از دايرهء منطق . البته بمعنى مخالف و مقابل منطق
( antilogic )
نيست . بلكه مراد امورى است كه
نمىتوان آنها را در قلمرو منطق و در قالبهاى
« illogic »
بكارمنطقى جاى داد . بعضى بجاى آن
« illogic »
مىبرند . مثلا مىگويند فلان فرض
است ( يعنى اثبات آن از راه منطق ميسّر نيست .
چنان كه نفى آن نيز از راه منطق ممكن نيست ) نه
« antilogic »
Alterity ( / - identity )
غيريّت ، اين نه آنى ، اين جز آنى .
Alternative
منفصله ( صفت براى مجموعهء قضايائى كه تنها يكى از آنها صادق است ) .
( - exclusive disjonction )
Alternative denial
منفصلهء مانعة الجمع
Alternative proposition
قضيهء منفصلهء مانعة الخلّو
Ambiguity
اشتراك لفظ ، دو معنى داشتن يك لفظ مفرد يا يك لفظ مركب . ايهام « 1 »
Amphibolia
ممارات . معنى متعدد داشتن يك لفظ مركب « 2 »
« ambiguity »
را
هامش
( 1 و 2 ) . لالاند پيشنهاد مىكند كهamphiboliaراتنها براى الفاظ مفرد به كار برند و« equivoc »را در معنىبراى جملهها يا قضايا . و
عام كه شامل هردو باشد .