تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥

واژه‌نامهء انگليسى - فارسى

A
A
( Symbol - )
قضيّهء موجبهء كليه . يعنى 1 - نماد وقتى پيش از قضيّه بيايد ، نمايندهء موجبهء كليه
( A - Proposition )
. بودن آن است
A
مأخوذ از نخستين حرف
Affirmo
است . 2 - نماد قضيّهء موجهه‌اى كه در آن اصل قضيّه و جهت قضيّه هردو موجبه باشد . مانند « هر انسانى بالضّروره حيوان است » .
Abduction
در اصطلاح ارسطو قياسى است كه كبراى آن صادق و محقّق است و صغراى آن محتمل . و البته نتيجهء آن هم محتمل خواهد بود . قياس محتمل .
Absolute necessary
ضروريّهء مطلقه ( قضيّه )
Abstraction
تجريد ، انتزاع
Abstract
انتزاعى ، تجريدى ، منتزع
Abstract term
1 - لفظ انتزاعى ، لفظ مجرّد ، اسم مجرّد ، حدّ مجرّد . 2 - معنى مجرّد .
Absurd
باطل ، محال
Accident
1 - عرض ( در مقابل جوهر ) 2 - عرضى ( در مقابل ذاتى ) ، عرض عامّ
Accidental
عرضى