5 - جامد ( - / مشتق ) .
« و همچنين اسم يا موضوع باشد چون ضرب ، يا مشتق بود چون ضارب و مضروب . و فعل در بيشتر لغات مشتقّ بود چنان كه در لغت عرب از اسمى مشتق است كه آن را مصدر مىخوانند » ( اساس ، ص 15 ) .
موضوع له
آنچه لفظ به ازاى آن وضع شده است .
مهمل
1 - قضيهاى كه در آن افراد موضوع ملحوظ باشد ، اما مقرون به سور كه دالّ بر كميت افراد است نباشد . مانند « انسان در زيان است » ( - قضيهء مهمله ) ( - / قضيّهء محصوره يا مسوّره ) .
2 - لفظى كه به ازاى معنائى وضع نشده باشد ، لفظ بدون معنى . ( - / مفيد ، موضوع ، مستعمل )
.