ن
نادانسته
نامعلوم ، مجهول .
« و علم منطق آن علم است كه اندر وى پديد شود ، حال دانسته شدن نادانسته به دانسته » ( دانشنامه ، منطق ، ص 9 ) .
نام
( - اسم ) .
« هرلفظى مفرد يا نام بود يا كنش يا حرف و به تازى نام را اسم خوانند » ( دانشنامه ، ص 29 ) .
نتيجه
قضيهاى كه در قياس ضرورة از دو مقدمه لازم مىآيد .
« و آن هردو قضيه را كه اندر قياس است مقدمه خوانند . و آن قضيه را كه لازم آيد نتيجه خوانند » ( دانشنامه ، ص 64 ) . « و نتيجه هرقضيه باشد كه لازم قياسى بود » ( اساس ، ص 190 ) .
نسب اربع
نسبتهاى چهارگانه كه عبارتند از تساوى ، و تباين ، و عموم و خصوص مطلق ، و عموم و خصوص من وجه . بين دو كلى همواره يكى از اين نسبتها برقرار است .
نسبت
1 - ارتباط ، نحوهء ارتباط ، مثلا مىگوئيم نسبت بين حيوان و انسان نسبت عموم و خصوص مطلق است . ( - نسب اربع ) .