تالى سلب مقدم . و دو صورت ديگرش منتج نيست .
« قياس استثنائى . . . آن بود كه نتيجه يا نقيض نتيجه در مقدماتش مذكور بود بالفعل . و آن از شرطيات تواند بود كه مشتمل باشد بر قضايا ، تا ممكن بود كه قضيه در مقدمه مذكور باشد بالفعل » ( اساس ، ص 288 ) .
« و قياس استثنائى باشد اگر مطلوب يا نقيض او مذكور باشد در آن بالفعل ، و اگر چه خارج باشند از خبريت . و اقترانى باشد اگر چنين نباشد » ( درّة ، ص 124 ) « و اين قياس [ استثنائى ] قريب است به طبع و متألّف شود از دو مقدمه : يكى متصله يا منفصله ، و دوم مقدمهء استثنائى » ( درّة ، ص 142 ) .
قياس اقترانى
قياسى كه عين نتيجه يا نقيض آن بالفعل در مقدمات مذكور نباشد . مانند قياس ذيل :
اين مايع الكل است - و هر الكلى قابل احتراق است - پس اين مايع قابل احتراق است . قياس اقترانى دو قسم است : قياس اقترانى حملى ، قياس اقترانى شرطى .
قياس اقترانى حملى
طبيعىترين و معروفترين و مهمترين نوع قياس ، قياس اقترانى حملى است كه از دو قضيهء حمليه تشكيل مىيابد و نتيجه آن نيز قضيهاى حملى است . تشخيص اجزاى قياس اقترانى بدينترتيب است :
قضيهاى كه اثبات آن مطلوب است داراى موضوعى و محمولى است . موضوع آن اصغر ناميده مىشود و محمول آن اكبر ( زيرا كه شمول محمول معمولا بيش از موضوع است ) . حال به چيزى كه ميانجى واقع شود و اكبر را به اصغر بپيوندد احتياج است و آن اوسط يا حدّ وسط يا حدّ اوسط ناميده مىشود . پس از يافتن حد وسط دو مقدمه بايد ترتيب داد كه در يكى حد وسط با اصغر اقتران يابد و در ديگرى با اكبر .
مقدمهاى كه اصغر در آن به كار رفته است صغرى نام دارد ، و مقدمهاى كه اكبر در آن به كار رفته كبرى . پس حدود اصلى قياس سه حد است : اصغر ، اكبر ، حد وسط .
همينكه دو قضيه را براى منجر شدن به نتيجهاى تأليف كنند ( خواه مستلزم نتيجهاى باشد و خواه نباشد ) اين تأليف را اقتران نامند . و آن قضاياى مؤلّف را قرينه يا ضرب ، و هيأت اقتران را شكل .
قياس اقترانى از حيث موقعيّت حد وسط بر چهار قسم است كه هرقسم را شكل نامند ( - اشكال اربعه ، ص 18 ) .
هرشكل از اشكال چهارگانه داراى شانزده ضرب است كه پارهاى از آنها منتجاند و