قياس عكس
( - قياس معكوس ) .
قياس عنادى
قياس سفسطى كه براى منكوب كردن و مجاب ساختن به كار مىرود .
« و در قياس سوفسطائى و مغالطى هيچ فايده نيست الا زيان . و اگر فايده بود آنكه بيازمائى كسى را كه دعوى كند تا داند يا نداند . و آنگاه او را قياس امتحانى خوانند .
يا باز مالى دعوى كن بىهنر را تا مردمان از وى نياموزند و مرتبت وى بدانند و آنگاه ورا قياس عنادى خوانند » ( دانشنامه ، ص 132 ) .
قياس غير كامل
قياسى كه بيّن نباشد و بايد به نحوى اثبات شود و آن عبارت است از شكل دوم و سوم و چهارم ، بر خلاف شكل اول كه قياسى است بيّن اللّزوم و كامل ( نجات ، 32 ) ( - / قياس كامل ) .
قياس كامل
قياسى كه احتياج به اثبات نداشته باشد و آن منحصر است به شكل اول .
« قياس كامل آن است كه به نفس خود بين بود و غير كامل آن است كه به نفس خود بين نباشد » ( اساس ، ص 189 ) .
قياس لمّى
( - برهان لمى ، ص 44 ) .
قياس مركّب
قياسى كه در آن مطلوب را با چند قياس به اثبات رسانند . بديننحو كه نخست با تمهيد قياسى نتيجهاى بدست آورند ، و سپس آن نتيجه را مقدمهء قياسى ديگر كنند ، تا سرانجام به اثبات مطلوب برسند . اين نوع قياس در رياضيات بسيار متداول است ( - / قياس بسيط ) .
قياس مركب به دو صورت به كار مىرود كه يكى را موصول و ديگرى را مفصول گويند .
قياس مركب موصول آن است كه نتايج آن بجاى خود ايراد شود . و همان نتايج را در قياس بعد عينا تكرار كنند . مانند هر الف ب است ، و هر ب ج است ، پس هر الف ج است . و هر الف ج است و هر ج د است .
پس هر الف د است .
اما قياس مركب مفصول آن است كه نتيجهء قياس پيشين در قياس بعد محذوف باشد ، مانند هر ا ب است ، و هر ب ج است ، و هر ج د است پس هر ا د است .
« نه همه نتيجهها از يكى قياس بيايد تا دو