ارْعَن : سپاه بزرگ و بى مانند
خَميس : سپاه عظيم
نَقيصه : هر گاه سرايا و سوارب بيرون رفته ، پراكنده و دسته دسته شوند ، در آن صورت به دستههاى كمتر از چهل نفر « جرائد » و به دستههاى بيش از چهل تا سيصد نفر « مَقانِبْ » و به دستههايى كه بيش از سيصد و كمتر از پانصد نفر استعداد دارند « جَمَرات » گويند و دستههايى كه مركب از چهل مرد جنگى بودند را « عُصبه » مىناميدند .
حَضيره : دستههايى كه از ده نفر كمتر استعداد داشته باشند . « 1 »
البته اين اصطلاحات مربوط به صدر اسلام مىشود .
حاسِر
حَسْر در لغت يعنى سر برهنه . « 2 »
و دراصطلاح بهكسى كه در ميدان جنگ كلاهخود و زره نپوشيده باشد « 3 » اطلاقمىشود .
حضرت امير ( ع ) در تعليم آداب و رسوم جنگ چنين فرمود :
« فَقَدِّمُوا الدَّارِعَ وَ اخِّرُوا الْحاسِرَ » « 4 »
در ميدان كارزار افراد زرهدار را در صف جلو و افراد بدون زره را در صفوف بعدى قرار دهيد .
حِذْر
حِذْر در لغت به معنى بيم و پرهيز مىباشد ، و در اصطلاح بمعنى حفظ هوشيارى و رعايت جانب احتياط در مقابل دشمنان اسلام .
قرآن كريم مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - تاريخ پيامبر اسلام ، ص 247 - 248 ، دكتر آيتى ، چاپ دانشگاه 1369 ؛ و التنبيه و الاشراف ، ص 343 - 344 ، مسعودى .
( 2 ) - فرهنگ جديد عربى - فارسى .
( 3 ) - ينابيع الفقهيه ، كتاب الجهاد ، ص 297 .
( 4 ) - نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، خطبهء 124 ، ص 382 .