3 - جنگ با بغاة و كسانى كه برامام ( ع ) و حكومت اسلامى شوريدهاند . « 1 »
جَيْشْ
جيش به فتح اوّل و سكون دوم ( جمع آن جيوش ) در لغت به معناى جند ، لشگر يا سپاهى كه براى جنگ يا غير جنگ مىروند ، آمده است . « 2 »
در اصطلاح نيز به همان معناى لغوى خود يعنى لشگر و سپاه به كار رفته است . در كتابهاى تاريخى آمده است كه رسول خدا ( ص ) در اواخر عمر مبارك خود براى مقابله با روميان لشگرى به فرماندهى اسامة بن زيد فراهم كرد و فرمود :
« جَهِّزُوا جَيْشَ اسامَةَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُ » « 3 »
لشگر اسامه را آماده سازيد ، خداوند لعنت كند كسى را كه از اين لشگر سر پيچى كند .
تعداد نفرات جيش
سريّه : گروههاى سه تا پانصد نفرى ( كه در شب يا مخفى بيرون بروند ) را سريّه مىگويند .
سَوارِبْ : دستههايى هستند كه در روز [ براى جهاد ] بيرون مىروند .
مِنْسَر : سپاهى است كه بيش از پانصد و كمتر از هشتصد نفر باشند ، جمع آن مَناسِر مىباشد .
جَيْشْ : سپاهى است كه شمارش به هفتصد نفر برسد .
خَشْخاش : سپاهى است كه بيش از هشتصد و كمتر از هزار نفر استعداد داشته باشد .
جَيْش ازْلَمْ : سپاهى است كه استعدادش به هزار نفر برسد .
جيش جُحْفل : سپاهى است كه استعدادش به چهار هزار نفر برسد .
جَيش جَرّار : سپاهى است كه استعدادش به دوازده هزار نفر برسد .
كَتيبَه : سپاهى است كه فراهم گشته و جمع شده و پراكنده نشود .
هامش
( 1 ) - تذكرة الفقها ، ج 1 ، ص 406 ؛ شرايع الاسلام ، ج 1 ، ص 307 ، اقتباس .
( 2 ) - تاج العروس ، محمدمرتضى زبيدى ، ج 4 ، ص 291 ، نشر دار صادر بيروت ؛ لسان العرب ، ابى منظور ، ج 6 ، ص 277 ، بيروت .
( 3 ) - المراجعات ، امام شرف الدين عاملى ، ج 1 ، ص 254 ، اين حديث باتغييرات جزئى در طبقات ، ابن سعد ، ج 2 ، ص 190 ، شرح نهجالبلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 21 ، و سيرةالمصطفى ، ص 706 ، نشر دارالقلم آمده است .