در اصطلاح بيگانگانى كه مشمول قرارداد ذمّه نيستند ، حالت خاصّى در برابر جامعهء اسلامى دارند . از اين رو در فقه اسلامى « حربى » ناميده مىشوند اين عنوان شامل دو دستهء متمايز از بيگانگان مىگردد :
1 - بيگانگانى كه از نظر معتقدات مذهبى پيرو يكى از اديان سهگانهء آسمانى : يهوديت ، مسيحيت و مجوسيت نمىباشند . اين دسته نمىتوانند از حق قرارداد ذمّه استفاده كنند .
2 - بيگانگانى كه اهل كتاب و پيرو يكى از اديان سه گانه مزبور مىباشند ، ولى تن به قرارداد ذمه ندادهاند .
حربى از جميع مزاياى اهل ذمه محروم است ، در نتيجه ورودش به سرزمين اسلامى ( دارالاسلام ) ممنوع بوده ، و حق اقامت در آن را ندارد .
شخصى حربى تنها در صورتى مىتواند حق ورود يا عبور و سكونت در سرزمين اسلامى را به دست آورد كه از قانون خاصّى كه در فقه اسلامى تحت عنوان « امان » ياد شده ، استفاده كند . « 1 »
حَرْسْ
حَرْس بر وزن فَعْل اسم جمع يا جمع است . مفرد آن حرسى و حارس است اين كلمه در لغت به معنى نگاهبانان درگاه سلطان ، رقيبان و پاسبانان به كار رفته است . « 2 »
اين واژه فقط يك بار در قرآن استعمال شده است .
در قرآن كريم از قول جنيان چنين آمده است :
« وَ انَّا لَمَسْنَا السَّماءَ فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَديداً وَ شُهُباً » « 3 »
ما به آسمان رسيديم و آن را پر از نگهبانان قدرتمند و شهابها يافتيم
در بسيارى از روايات اسلامى ماده « حرس » با مشتقات مختلف آن مورد استفاده
هامش
( 1 ) - فقه سياسى ، عميد زنجانى ، ج 3 ، ص 239 - 240 .
( 2 ) - لسانالعرب ، محمدبن مكرم ، ج 6 ، ص 48 ، نشر دار صادر تاجالعروس ، زبيدى ، ج 4 ، ص 126 ، نشر داراليبيا ، لغتنامهءدهخدا ، ج 19 ، ص 38 ، اقتباس .
( 3 ) - جن ( 72 ) ، آيهء 8 .