يركان آورده و آن در ذيل مادهء هندبا است : هندبا . . . آبش يركان را نيك بوذ ( زل 266 / 15 ) و حال آنكه اين لغت در نسخهء « نس » و چاپ عكسى آن ( چاپ بنياد فرهنگ ، 89 ) . يرقان است نه يركان .
يرقان . به فتح اول و دوم بيمارى زرده كه عامه زردى گويند ( بهمنيار ، 8 ) .
زرده ( منتهى الارب ، حاشيه برهان معين ) .
بيمارى زرده كه در انسان پديد آيد و كاخر يا كامه نامند ( فرهنگ نفيسى ) .
بدانكه سبب يرقان بسيارى صفرا بود كه به همه تن بگسترد و تن را زرد گرداند و سبب آنكه صفرا بسيار گردد يا غذاهاى صفرائى بود يا داروهاى گرم يا سوء مزاج جگر تا خون را به گوهر صفرا برد و تلخ كند يا آماس گرم كه آن خون را گرم گرداند . . . ( هدايه ، فى اليرقان ، 461 - 462 ) . تغيير رنگ بدن است خصوصا سفيدى چشمها به زردى و يا به - سياهى و آن دو نوع است ( مخزن ، در بيان حدود امراض ، 57 ) .
يركان
( ر ك : يرقان )