تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
است : تخم كرفس رومى را فطراساليون گويند . . . و به پارسى تخم كرفس كوهى گويند . ابو معاذ گويد فطراساليون به به لون سياه باشد و به مقدار بزرگ بود و جرم او سخت باشد و هيأت او دراز باشد و مزهء او مزه كرفس بود . . . نبات او در موضعى باشد كه در او سنگ صخره بسيار بود ( ترجمهء صيدنه ، ب 95 ) . فطرا - ساليون تخم كرفس كوهى است ( ذخيره ، دهخدا ) . فطراساليون يونانى و بمعنى كرفس كوهى است و او را كرفس صخرى و كرفس ماقدونى نيز نامند و تخم او شبيه به نانخواه و خوشبوتر از آن و تند است و بهترين انواع آن تخم است ( تحفه ، 196 ) . فطراساليون معرب لغت يونانى
Petroselinon
است بمعنى جعفرى كوهى ، به لاتينى
Apium - graveolens
به فرانسه
Persil
و به انگليسى
Parsley
( آخوندوف ، ص 241 ، لوى ( سمرقندى ) ، م 229 ، گل - گلاب 264 ، فرهنگ معين ذيل مادهء فطراساليون ) .

كركران

( ر ك : قرقيهان )

كرم الشراب

( Karm - os ? - s ? ar b )
كرم الشراب را ذكر با عنب برفت . الابنيه ( بهم 277 ، زل 211 ) مرحوم بهمنيار در حاشيه مىنويسد : ظاهرا مرادش شربت انگورى از قبيل آب و شيره انگور رومى پخته است كه خواص بعضى از آنها در ذيل عنب ذكر شده است ( بهمنيار ، 277 ) . اما در ترجمهء صيدنه چنان كه خواهيم ديد كرم الشراب و كرم هر دو بمعنى درخت تاك است : كرم صهار - بخت گويد كرم الشراب و كرم درخت تاك را گويند و يكى از انواع او آن است كه عرب او را كرم البرى گويد يعنى تاك دشتى و ميويز از او حاصل شود . . . چون خواهند كه از انواع او ذكر كنند به دشتى و كوهى و بستانى و غير آن او را مقيد كنند ( ترجمهء صيدنه ، ب 107 ) . به فارسى تاك و رز و مو نامند بستانى و برى مىباشد و برى ثمردار را انگور او سياه و ريزه و با عفوصت و شراب او قابض و سياه مىباشد و برى بىثمر را در تنكابن ديورز گويند و شاخ تازه اقسام رز را الف الكرم و عساليج نامند ( تحفه ، 217 ) . در اينجا بايد از لغت « كرمه » ( واحد كرم يعنى يك درخت مو ، فرهنگ نفيسى ) نام برد كه هروى در اين عبارت ذيل ماده جاو - رس به كار برده است : يوحنا گويد كه چون به شير به پزندش يا به آب نخالهء كرمه با روغن بادام غذائى دهد محمود ( بهم 90 ) نيز ر ك : كرم .

كرمه

( ر ك : كرم الشراب )

كرنب

( Karnab , Kornob )
( لا )
Brassica oleracea
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 322 | منوچهر اميرى