تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
عقل و نقل واجب است . شرح لمعه ، كتاب جهاد

الإمساك بالمعروف -

يعنى مرد پس از طلاق به زن خود رجوع كند و مجددا با او طبق دستورات دينى و اخلاقى به‌طور نيكى زندگى نمايد . طلبة الطلبه موارد استعمال : امساك بالمعروف طبق آيهء مباركهء 231 سورهء بقره ، واجب است . زبدة البيان فى احكام القرآن

الإمساك ضرارا -

در فقه ، عبارت است از اين‌كه مرد پس از طلاق رجوع كند و مدتى زن را نگاه دارد و دست به او نزند و باز او را طلاق دهد و عمل قبلى را تكرار نمايد . طلبة الطلبه موارد استعمال : الامساك ضرارا ، طبق آيهء 231 سورهء بقره حرام است . زبدة البيان فى احكام القرآن

الاناء الخسروانى -

ظرف طلا و نقره را گويند . به اين علت كه پادشاهان عجم از ظروف طلا و نقره استفاده مىكردند ، اين ظروف را به آن‌ها نسبت داده‌اند . موارد استعمال : اناء خسروانى در خريد و فروش به طلا و نقره بايد به‌طور مساوى معامله شود به علت اين‌كه زيادى ربا محسوب مىشود . طلبة الطلبه

الإنقلاب بالعلاج -

چيزى « مانند خمر » به وسيلهء ماده‌اى كه با آن ممزوج گشته به سركه تبديل گردد . موارد استعمال : انقلاب بالعلاج هم پاك كننده است . عروة الوثقى

الأوّل فالأوّل -

كسى كه امور مطلوب را به ترتيب صدور انجام داده است در حقّ او گفته مىشود كه فلانى امور را به‌طور الاول فالاول انجام مىدهد . موارد استعمال : وصى بايد امور مستحبهء مورد وصيت را به ترتيبى كه ذكر شده و به طور الاول فالاول انجام دهد . شرح لمعه ، كتاب وصيت

الاولى فى الدّين او الدّنيا -

عبارت است از چيزى كه از نظر دنيا و يا آخرت براى آدمى اولويت دارد . شرح لمعه موارد استعمال : در صورتى كه سوگند الاولى فى الدين او الدنيا نباشد شكستن آن بىاشكال است . شرح لمعه

الأهليّة -

سزاوار ، صلاحيت . در فقه ، عبارت است از اين‌كه از نظر شرع صلاحيت شخص نسبت به امرى مورد تأييد قرار گيرد . شرح لمعه موارد استعمال : كسى كه اهليت فتوى دارد او مىتواند حكم شرعى بدهد . جواهر الكلام ، ج 40

الأيسر فالأيسر -

كسى كه در مقام دفاع از كمترين و عادىترين وسايل شروع مىكند و تدريجا به وسايل مدرن و بزرگ متوسل مىشود . به چنين شخص مىگويند كه الأيسر فالأيسر را مراعات كرده است . موارد استعمال : مراعات الأيسر فالأيسر در مقام دفاع واجب است . شرح لمعه ، كتاب حدود

التقاط -

چيدن چيزى و برداشتن آن از روى زمين .
اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 68 | حسين مروج