تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
بردن را دارد . شرح لمعه موارد استعمال : مقصود از اقرب در كتاب وصيت ، اقرب مراتب ارث است . شرح لمعه ، كتاب وصايا

الإقعاء -

يعنى در وسط دو سجده ، كفل‌هاى خود را روى پاشنه‌ها قرار دهد و بنشيند . موارد استعمال : در حديث از « اقعاء » نهى شده است . طلبة الطلبه ؛ مجمع البحرين

الإكراه على الزّناء -

آن است كه مرد يا زن به زنا كردن به‌طور اكراه - درحالىكه آن را نمىخواهد - وادار شود . موارد استعمال : اكراه در مورد زنان محقق مىشود ، ولى در مورد مردان اختلاف وجود دارد . عده‌اى مىگويند اكراه مرد به زنا معنا ندارد ؛ زيرا در آن حالت مرد تحريك نمىشود . شرح لمعه

الإكراه على الفدية -

مرد ، زن خود را مجبور نمايد به اين‌كه مبلغى به او پرداخت كند ، و او در مقابل اخذ مبلغ او را طلاق دهد . موارد استعمال : در صورت اكراه ، مرد مالك فديه نمىشود و طلاق به صورت خلعى واقع نمىشود . شرح لمعه

الإكراه على القتل -

كسى را با تهديد به قتل و يا قطع عضو و يا ايراد ضرب و تجاوز به ناموس و گرفتن مال با وادار نمودن به كشتن شخصى است . موارد استعمال : اكراه به قتل مجوز قتل نيست . حديقهء حاشيه ؛ شرح لمعه

الإكراه مع القرينة -

اكراه و اجبارى است كه در صورت ادعاى آن قرينه‌اى بر وجود آن بوده باشد ، مثلا اسيرى در تلويزيون دشمن نسبت به مقدسات اسلام بدگويى مىكند و پس از آزادى ادعا مىكند كه مجبور بوده است . شرح لمعه موارد استعمال : اگر مرتد ادعا نمايد كه در ارتداد او اكراه وجود داشته ، با وجود قرينه مورد قبول واقع مىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود

الأكل بالثّديين -

يعنى زن براى شير دادن به بچهء ديگران خود را اجير نمايد . موارد استعمال : در مثل آمده است : « تجوع الحرّة و لا تأكل بثديها » زن آزاده گرسنگى را تحمل مىكند ، ولى از طريق شير دادن نان نمىخورد . طلبة الطلبه

الأكل على الشّبع -

درحالىكه ميل و اشتها براى غذا خوردن ندارد ، غذا خوردن را گويند . جواهر الكلام موارد استعمال : الأكل على الشّبع مكروه است . شرح لمعه ، كتاب اطعمه

الأكل متّكأ -

يعنى شخص در حال غذا خوردن ، به راست و يا چپ ميل نمايد و به چيزى تكيه كند . موارد استعمال : « الأكل متكأ » كراهت دارد . شرح لمعه

الأمر بالمعروف -

ديگران را با قول و عمل به كار نيك و طاعت خداوند وادار كردن است . شرح لمعه موارد استعمال : امر به معروف از جهت