تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
نمايد و حقّ ندارد به نصف عوض رجوع كند . شرح لمعه ، كتاب نكاح

الافطار على محرّم -

روزه را با چيزهاى حرام مانند زنا و وطى زن خود در حال حيض ، باطل كردن « افطار على محرّم » ناميده مىشود . شرح لمعه موارد استعمال : الافطار على محرم ، موجب كفارهء جمع است . شرح لمعه ، كتاب كفاره

الاقرار بالنّسب -

كسى اقرار كند به اين‌كه با شخص و يا اشخاص ديگر رابطهء برادرى دارد ، و يا بين آن‌ها علاقهء پدرى و مادرى وجود دارد . موارد استعمال : قابل ذكر است كه الاقرار بالنسب از اقرارهاى معتبر است . شرح لمعه

الاقرار بامر ممتنع -

اعتراف به امرى است كه عادتا محال است ، مانند اقرار به پدرى كسى كه قبل از تولد او مرده است و اقرار به اين‌كه اين زن در زمان مردن دو شوهر داشت . شرح لمعه موارد استعمال : اقرار به امر ممتنع از نظر شرع ، فاقد اعتبار است . شرح لمعه ، كتاب اقرار

الإقرار على النّفس -

اقرار بر عليه و ضرر خود است . موارد استعمال : اقرار على النفس ، معتبر است . شرح لمعه ، كتاب اقرار

الإقرار فى حقّ الغير -

اقرار بر عليه غير است . موارد استعمال : اگر مرد ، زن خود را قذف نمايد و زن حرف او را تصديق كند ، حد قذف از مرد ساقط مىشود ، و لكن با تصديق زن نسب منتفى نمىشود ، براى اين‌كه اقرار فى حق الغير است . شرح لمعه ، كتاب لعان

الإقرار للنّفس -

به نفع خود اقرا كردن است . موارد استعمال : اقرار للنفس در صورت تصديق ، غير معتبر است . شرح لمعه ، كتاب اقرار

الإقرار مرّتين -

دو بار در محضر حاكم شرع اعتراف كردن است . موارد استعمال : در مورد اتهام قذف دوبار اقرار كفايت مىكند ، اگر در محضر دادگاه متهم به قذف انكار نمايد ، طرف او حقّ ندارد از او تقاضاى سوگند بكند . گويا اين مورد تنها موردى است كه از قاعدهء كلى استثنا شده است . شرح لمعه

الإقراض مع الغبطة -

يعنى مصلحت صاحب مال اين باشد كه مال خود را به عنوان قرض در اختيار كسى قرار دهد ، مثلا بخواهد كه به دست ظالم نيفتد . شرح لمعه موارد استعمال : عبد مكاتب مىتواند مال خود را به عنوان قرض در اختيار كسى بگذارد ، البته اقراض مع الغبطه صحيح است . شرح لمعه ، كتاب مكاتبه

الاقراض من ثقة -

به معناى قرض دادن به يك فرد مورد وثوق مىباشد . شرح لمعه موارد استعمال : در صورتى كه مال طفل در معرض خطر باشد ، الاقراض من ثقة درست است . شرح لمعه ، كتاب رهن

الأقرب -

نزديكتر ، جمع اقارب . در فقه ، كسى است كه حقّ تقدم در ارث