تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
2 ) كسى كه از طرف پدر به جناب هاشم جدّ پيامبر اسلام متصل شود . موارد استعمال : وقف به هاشميّه در مصالح آن‌ها صرف مىشود . شرح لمعه ، كتاب وقف

هامّة -

1 ) پرنده‌اى است كه نام آن جغد مىباشد كه ديدن آن به فال بد گرفته شود . موارد استعمال : در حديث است كه هامّه نيست ، يعنى نبايد آن‌را به فال بد گرفت . طلبة الطلبه ، كتاب نكاح 2 ) حشرات غير كشنده است . مجمع البحرين موارد استعمال : مزدلفه داراى هوّام ( جمع هامّه ) زياد است در شب ترويه از آن‌جا با امر خداوند كوچ مىكنند . الكافى ، ج 4 ، ص 224

هايشات -

نزاع دسته جمعى كه در آن عده‌اى زخمى و كشته مىشوند و قاتل و جارح معلوم نمىشود . موارد استعمال : در هايشات قصاص و عقل نيست . مجمع البحرين

هباء -

گرد و غبار هوا كه از روز در آفتاب پيدا آيد و شبيه دود است . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : فروختن آب و طين مكروه است و موجب مىشود كه مال فروشنده مانند هباء از بين برود . الكافى ، ج 5 ، ص 282

هبل -

نام بتى است كه على بن ابيطالب عليه السّلام از پشت بام كعبه انداخت و در مقابل باب بنى شيبه مدفون گرديد . موارد استعمال : براى زير پا گذاشتن هبل مستحب است از باب بنى شيبه داخل مسجد الحرام شوند . شرح لمعه ، كتاب حج

هبة اللّيلة -

مرد داراى زنان متعدد بايد شبهاى خود را در ميان زنان خود تقسيم كند و زنان حق دارند سهم خود را به زن ديگر و يا به شوهر ببخشند ، به اين بخشيدن هبة الليله گفته مىشود . موارد استعمال : در هبة الليله رضايت شوهر شرط است . شرح لمعه ، كتاب نكاح

هبة ما فى الذّمّة -

بخشيدن دين از طرف دائن به مديون . موارد استعمال : هبة ما فى الذمه موجب برائت ذمهء مديون مىشود . ترمينولوژى حقوق

هتك الحرز -

باز كردن قفل ، سوراخ كردن ديوار . موارد استعمال : در تحقق سرقت موجب قطع هتك حرز شرط است . شرح لمعه ، كتاب حدود

هجاء -

معايب ديگران را شمردن . در عرف فقها ، معايب ديگران را در ضمن شعر گفتن است . موارد استعمال : هجاء المؤمن حرام است . شرح لمعه ، كتاب متاجر

هجين -

چهارپايى كه از طرف مادر اصالت دارد . موارد استعمال : هجين سائمه يك دينار زكات دارد . شرح لمعه ، كتاب زكات

هدب -

موى پلك چشم . موارد استعمال : بنابر قولى در جنايت به هدب هر دو چشم پرداخت ديهء كامل واجب است . شرح لمعه ، كتاب ديات

هدف -

مرد بزرگ جثه و تنومند . در عرف فقيهان ، چيزى ( تابلو ، تل خاك ) را گويند كه نشان تيراندازى در آن نصب