موارد استعمال : در صورت بروز اختلاف در مورد ردّ مال مورد وكالت قول وكيل مقدم است ، و لو اينكه وكالت به جعل باشد . شرح لمعه ، كتاب وكالت
الوكالة فى التّوكيل -
وكالتى كه وكيل در آن حق دارد وكيل ديگرى براى موكّل خود معين كند .
موارد استعمال : وكالة فى التوكيل فقط با اجازهء موكل جايز است . شرح لمعه ، كتاب وكالت
الوكاء -
نخى كه با آن سر كيسه و مثل آنرا مىبندند . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : امام صادق عليه السّلام مىفرمايند :
دوست ندارم وكائى را براى ظالم ببندم .
الكافى ، ج 5 ، ص 107
الوكر -
آشيانهء مرغ در درخت ، كوه و غير آن .
موارد استعمال : بچه عصفور ( گنجشك ) در وكر شكار كردن حلال نيست .
التهذيب ، ج 9 ، ص 20
الوكز -
با تمام كف زدن ، البته با حالت دفع و فشار . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : وكز در صورت قصد ، عمد به حساب مىآيد . الكافى ، ج 7 ، ص 27
الوكس -
نقصان .
موارد استعمال : در حديث است كه به زنها بايد مهر المثل بدون وكس و شطط داده شود . مجمع البحرين
الوكيل -
نايب ، جانشين .
در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه به موجب عقد از طرف ديگرى براى تصرف مالى يا انجام امرى نايب باشد .
موارد استعمال : مستحب است كه وكيل در مورد وكالت بصيرت تمام داشته باشد .
شرح لمعه ، كتاب وكالت
الوكيل فى قضاء الدّين -
كسى كه در امر پرداخت بدهى موكل وكيل است .
موارد استعمال : براى « وكيل فى قضاء الدين » اخذ شاهد واجب است .
شرح لمعه ، كتاب وكالت
الولادة -
در نهايت مدت حمل بيرون آمدن بچه از رحم ماده . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : در موقع ولادت براى زنان واجب كفائى است كه در نزد زن باشند .
شرح لمعه ، كتاب نكاح
الولاية -
محبت اهل بيت و تبعيت از آنها در امور دين و از اوامر و نواهى آنها اطاعت كردن است .
موارد استعمال : زكات حق اهل ولايت است . مجمع البحرين
الولاية بالأصالة -
ولايت پدر و جدّ پدرى بر طفل و مجنون .
موارد استعمال : شخص داراى ولايت بالاصاله مىتواند براى پس از مرگ خود ، نائب اخذ نايد . شرح لمعه ، كتاب وصيت
الولاية بالعرض -
ولايت وصىّ پدر و جدّ پدرى نسبت به بچه و مجنون .
موارد استعمال : شخص داراى ولايت بالعرض مىتواند براى خود نائب اخذ نمايد به شرطى كه در اين مورد مأذون باشد . شرح لمعه ، كتاب وصيت