اسلام صلّى اللّه عليه و إله به واصله لعنت فرموده است . جواهر الكلام ، ج 22 ، ص 113
الواقع على غيره -
كسى كه از بالا بر روى شخصى سقوط نمايد .
موارد استعمال : « واقع على غيره » در صورت وقوع قتل ضامن ديه است ، البته در صورت عدم قصد قتل . شرح لمعه ، كتاب ديات
الواقع مضطرّا -
كسى كه از بالا بهطور اضطرارى و بدون اختيار پرت شود .
موارد استعمال : عاقلهء الواقع مضطرا ضامن جنايت مىباشند . شرح لمعه ، كتاب ديات
الواقعة -
در لغت چيزى است كه حاصل شده .
در عرف فقيهان ، حادثهاى را گويند كه استنباط حكم شرعى براى آن ضرورت دارد . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : در توقيع حضرت صاحب الامر عليه السّلام آمده است در حوادث واقعه به روات حديث ما مراجعه نماييد . منتهى الامال
الواقف -
مرد آگاه و داننده .
در عرف فقها ، كسى است كه قسمتى از اموال و يا تمام آنرا وقف كرده باشد .
موارد استعمال : واقف بايد عاقل ، بالغ ، مختار باشد . شرح لمعه ، كتاب وقف
الوالد -
پدر ، جمع آن والدون است .
معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : قضاى نمازهاى فوت شدهء والد بر ولد اكبر واجب است .
تحرير الوسيله ، ج 7 ، ص 22
الوالدان -
پدر و مادر . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : در حين مرگ وصيت به نفع والدين و اقربا نوشته شده است .
سورهء بقره ، آيهء 176
الوالدة -
مادر . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : والده به سبب فرزندش نبايد رنج برده باشد . سورهء بقره ، آيهء 23
الوالى -
مالك امر . معجم لغة الفقهاء
در عرف فقيهان ، به امير حاكم بلد اطلاق مىشود .
موارد استعمال : در حديث است كه والى حق دارد تارك حج را به انجام آن مجبور نمايد . مجمع البحرين
الواهب -
آدم سخى .
در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه عقد هبه انجام مىدهد .
موارد استعمال : عقد هبه با ايجاب و قبول و قبض با اذن واهب معتبر است .
شرح لمعه ، كتاب هبه
الواهنة -
بادى است كه در هنگام پيرى در دوش يا شريانهاى پس گردن ظاهر مىشود .
مجمع البحرين
موارد استعمال : كسى كه از واهنه رنج مىبرد دست خود را به موضع درد بگذارد و اين دعا را بخواند « اسكن سكنك بالذى سكن له ما فى الليل و النهار و هو سميع العليم . » روضهء الكافى ، ج 8 ، ص 190
الوباء -
مرضى كه شايع و واگير است .
موارد استعمال : مسواك كردن در حمام ، وباء دندان مىشود . مجمع البحرين
الوبر -
پشم شتر و روباه ، جمع ان اوبار