تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧

نبش القبر -

شكافتن و باز كردن قبر . موارد استعمال : نبش القبر حرام و موجب تعزير است . شرح لمعه ، كتاب حدود

نبطيّة -

زنى كه نسبت او به نبط بنابر نقل جوهرى قومى است كه در بين العراقين ( كوفه و بصره ) زندگى مىكنند - داده شود . موارد استعمال : نبطيه تا شصت سال حايض مىشود . شرح لمعه ، كتاب طهارت

نبهرج -

درهم نبهرج به درهم غير خالص گفته مىشود . موارد استعمال : درهم نبهرج ، از زيوف محسوب مىشود . طلبة الطلبه ، كتاب بيع

نبيذ -

اندك چيز . مجمع البحرين در عرف فقيهان ، 1 ) شرابى است كه از خرما درست مىشود . موارد استعمال : خوردن نبيذ حرام است . شرح لمعه ، كتاب 2 ) نوشيدنى است كه از خرما ، كشمش ، گندم ، جو ، درست مىشود . موارد استعمال : نبيذ در صورتى كه مست نكند حرام نيست . مجمع البحرين ؛ طلبة الطلبه

نتاج -

وضع حمل چهارپايان . مجمع البحرين ابتداى حول در سخال ( اولاد چهارپايان ) از زمان نتاج شروع مىشود . شرح لمعه ، كتاب زكات

نتج الدّابّة -

به بچه زاييدن حيوان نظارت كرد . مجمع البحرين موارد استعمال : در حديث است كه دو نفر در مورد قاطر دعوا داشتند يكى از آنها پنج نفر شاهد آورد كه شهادت دادند و گفتند كه فلانى « نتج الدابّة » است . طلبة الطلبه ، كتاب صلح

نتف الشّعر -

كندن موى از بدن . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : در نتف موى زير بغل محرم بايد سه مسكين را اطعام كند . شرح لمعه ، كتاب حج

نثار العرس -

چيزهايى ( مانند شيرينى و سكّه ) است كه در جشن عروسى بر سر عروس و مهمانان بپاشند . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : خوردن و اخذ نثار العرس جايز است . شرح لمعه ، كتاب نكاح

نجاشى -

نام يكى از پادشاهان حبشه است هنوز پيامبر اسلام را نديده بود كه به ايشان ايمان آورد . مجمع البحرين موارد استعمال : به محض وصول خبر فوت نجاشى ، رسول الله صلّى اللّه عليه و إله و سلم در حبّانهء مدينه با هفت تكبير به ايشان نماز ميت خواند . سفينة البحار ، ج 2

نجس -

كسى كه سوء ظنّ مىكند . در عرف فقيهان ، چيزى را گويند كه نجاست آن ذاتى باشد به‌طورىكه هيچ زمانى زايل نشود مانند كلب و خنزير . فقه الصادق ، كتاب طهارت موارد استعمال : آب مضاف با اتصال به نجس ، متنجس مىشود . شرح لمعه ، كتاب طهارت

نجس العين -

نجسى كه قابل تطهير نباشد . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : عضوى كه حيات به آن حلول نكرده ، مانند ناخن و مو از حيوان