نجس العين ، نجس مىباشد . شرايع ، كتاب طهارت
نحر -
بالاى سينه ، اول ماه . قاموس فقهى
در عرف فقيهان ، به كشتن شرعى شتر ( سرنيزه و مانند آنرا در گودى سينهء شتر فرو برد بهطورىكه در اثر آن بميرد ) نحر گفته مىشود .
موارد استعمال : نحر مخصوص شتر است و نحر حيوان ديگر موجب حرمت گوشت آن مىشود . شرح لمعه ، كتاب صيد و ذباحه
نحس -
در مقابل سعد استعمال مىشود ، شوم ، نامبارك . مجمع البحرين
موارد استعمال : روز . . . . . روز نحس است .
الكافى ، ج 4 ، ص 146
نخع الذّبيحة -
قبل از مرگ حيوان نخاع ( رگ سفيدى است كه در ستون فقرات است و از گردن تا دم حيوان ادامه دارد ) را قطع كردن است و بنابر قولى قبل از سرد شدن حيوان ذبح شده گردن او را بشكند .
موارد استعمال : نخع الذبيحه مكروه است .
شرح لمعه ، كتاب صيد و ذباحه
نداد -
فرار شتر به عنوان سركشى .
موارد استعمال : شتر سركش داراى نداد را با تير جايز است بكشد و گوشت آنرا بخورد . طلبة الطلبه ، كتاب صيد
ندب -
خواندن ، دعوت كردن .
در عرف فقيهان ، مقصود از آن مستحب است .
موارد استعمال : سواك ( مسواك كردن ) قبل از وضوى واجب و ندب مستحب است .
شرح لمعه ، كتاب طهارت
نذر -
كار مشروع و خيرى را براى جلب رضاى خداوند بر خود واجب كردن است .
رساله توضيح المسائل ؛ معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : در صحت نذر زوجه اذن زوج شرط است . شرح لمعه ، كتاب نذر
نذر المعصية -
كار نامشروع و گناه را بر خود واجب كردن است .
موارد استعمال : نذر المعصيه باطل است . شرح لمعه ، كتاب نذر
نذر قلبى -
كار خير و مشروع را بر خود قلب واجب نمايد و به آن تلفظ نكند .
موارد استعمال : عدهاى از فقهاى شيعه نذر قلبى را معتبر نمىدانند . شرح لمعه ، كتاب نذر
نذر لفظى -
كار مشروع و خيرى را بر خود واجب كردن است ، درحالىكه به آن تلفظ هم مىنمايد .
موارد استعمال : نذر لفظى معتبر است ، فقط نيت كفايت نمىكند .
شرح لمعه ، كتاب نذر
نزح ماء البئر -
خالى كردن آب چاه و لو اين كه مقدارى در آن باقى باشد . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : نزح ماء البئر با شرايط مقرر در فقه آب چاه را پاك مىكند .
شرح لمعه ، كتاب طهارت
نزع -
كشيدن و كندن چيزى از جاى آن .
مجمع البحرين
در عرف فقيهان ، به حالت احتضار و سوق گفته مىشود .
موارد استعمال : در حالت نزع تلقين كلمات فرج و نقل مريض به محل نماز خواند آن